حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٢٠ - فصل هيجدهم در بيان جماعتى است كه داخل جهنم مىشوند و جمعى كه در آن مخلد مىباشند و جمعى كه در آن مخلد نمىباشند
حكم كفار دارند و از جهنم بيرون نمىآيند و در دنيا نيز حكم كفار دارند اما چون خدا ميدانست كه دولت باطل بر دولت حق پيش از ظهور قائم غالب خواهد آمد و شيعيان را معاشرت و مواصلت و معامله با مخالفان ضرور خواهد شد در اين دولتهاى باطل اكثر احكام اسلام را بر ايشان جارى گردانيد كه جان و مال ايشان محفوظ بوده باشد و حكم بطهارت ايشان بكنند و ذبيحه ايشان را حلال دانند و دختران از ايشان بخواهند و ميراث بايشان بدهند و از ايشان بگيرند و ساير احكام اسلام را برايشان جارى كنند تا بر شيعيان كار تنگ نشود در دولت ايشان و چون حضرت صاحب ظاهر شود حكم بتپرستان را بر ايشان جارى كند و در همه احكام مثل كفار باشند چنانچه شيخ مفيد و شيخ شهيد ثانى باين نحو تصريح كردهاند و باين وجه جمع ميان همه احاديث ميشود و ايضا ممكن است بگوئيم كه چون در اين زمان شبههاى بر ايشان هست فى الجمله حكم اسلام بر ايشان در دنيا جارى ميشود و در زمان حضرت قائم چون حق ظاهر صريح را كه بمعجزات باهرات ظاهر شده است انكار ميكنند حكم ساير كفار دارند و از جمله احاديثى كه دلالت بر كفر ايشان ميكند حديث متواترهاى است كه عامه و خاصه روايت كردهاند از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه هر كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد مرده خواهد بود بمرگ جاهليت و از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند از معنى اين حديث فرمود كه يعنى بر كفر و نفاق و گمراهى مرده است.
و كلينى بسند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه سه كسند كه حقتعالى نظر رحمت نميكند بر ايشان در قيامت و عمل ايشان را قبول نميكند و عذاب اليم از براى ايشان خواهد بود كسى كه دعواى امامت كند و از جانب خدا منصوب نباشد و كسى كه انكار كند امامى را كه از جانب خدا منصوب شده است و كسى كه گمان كند كه اين دو كس در اسلام بهره دارند و در احاديث بسيار تأويل آياتى كه در عذاب ابدى كفار و مشركان وارد شده است باهل سنت و مخالفان كردهاند و ايضا در اخبار بىشمار وارد شده است كه هر ناصبى هر چند سعى بسيار كند در عبادت داخل اين آيه است عامِلَةٌ ناصِبَةٌ تَصْلى ناراً حامِيَةً يعنى عملكننده و تعب كشنده است يا ناصبى است و ملازم آتشى خواهد بود گرم و سوزنده و در احاديث معتبره در علل و ثواب الاعمال وارد شده است كه ناصبى آن نيست كه دشمنى ما اهل بيت داشته باشد و هيچكس نيست كه بگويد كه من دشمن محمد و آل محمدم و لكن ناصبى كسى است كه با شما شيعيان دشمنى كند و داند كه شما شيعه مائيد و ولايت ما داريد و تبرى از دشمنان ما ميكنيد و ابن ادريس در كتاب سرائر از كتاب مسائل محمد بن على بن عيسى روايت كرده است كه نوشتند