تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٠
تفسير: دوستان بهشتى
در اين آيه يكى ديگر از افتخارات كسانى كه مطيع فرمان خدا و پيامبر ص باشند بيان شده، و در حقيقت، امتيازاتى را كه در آيات قبل گذشت، تكميل مىكند و آن همنشينى با كسانى است كه خداوند، نعمت خود را بر آنها تمام كرده است، (وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ...) و همانطور كه در سوره حمد، بيان شده است كسانى كه مشمول اين نعمتند، همواره در جاده مستقيم گام برميدارند و كوچكترين انحراف و گمراهى ندارند.
سپس در توضيح اين جمله و بيان كسانى كه خداوند نعمت خويش را بر آنها اتمام كرده است اشاره به چهار طايفه مىكند كه در واقع اركان چهارگانه اين موضوع هستند:
١-" انبياء" و فرستادگان مخصوص پروردگار كه نخستين گام را براى هدايت و رهبرى مردم و دعوت به صراط مستقيم برميدارند (مِنَ النَّبِيِّينَ) ٢-" راستگويان"، كسانى كه هم در سخن راست مىگويند و هم با عمل و كردار صدق گفتار خود را اثبات مىكنند و نشان مىدهند كه مدعى ايمان نيستند بلكه براستى به فرمانهاى الهى ايمان دارند (وَ الصِّدِّيقِينَ).
از اين تعبير روشن مىشود كه بعد از مقام نبوت، مقامى بالاتر از مقام صدق و راستى نيست، نه تنها راستى در گفتار بلكه راستى در عمل و كردار كه شامل امانت و اخلاص نيز مىگردد، زيرا" امانت" همان صداقت در عمل است همانطور كه" راستگويى" امانت در گفتار است، و در مقابل آن، هيچ صفت زشتى بعد از كفر بدتر از دروغ و نفاق و خيانت در سخن و عمل نيست (بايد توجه داشت كه صديق صيغه مبالغه است و به معنى كسى است كه سر تا پا راستى و درستى است).
در بعضى از روايات" صديق" به على ع و امامان اهل بيت ع تفسير شده