تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥١ - تفسير
پروردگار و از ناحيه اوست.
سپس در دنباله آيه راه بازگشت را به روى گناهكاران و آنها كه به طاغوت مراجعه كردند، و يا به نحوى از انحاء مرتكب گناهى شدند، گشوده و مىفرمايد:
" اگر آنها هنگامى كه به خويش ستم كردند، به سوى تو مىآمدند و از خدا طلب آمرزش مىنمودند و پيامبر هم براى آنها طلب آمرزش مينمود، خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً).
قابل توجه اينكه قرآن به جاى اينكه بگويد: نافرمانى خدا كردند و مراجعه به داوران جور نمودند مىگويد إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ:" هنگامى كه به خويش ستم كردند"! اشاره به اينكه فايده اطاعت فرمان خدا و پيامبر ص متوجه خود شما مىشود، و مخالفت با آن در واقع يك نوع ستم به خويشتن است، زيرا زندگى مادى شما را به هم مىريزد و از نظر معنوى مايه عقبگرد شما است.
از اين آيه ضمنا پاسخ كسانى كه توسل جستن به پيامبر و يا امام را يك نوع شرك مىپندارند روشن مىشود، زيرا اين آيه صريحا مىگويد كه آمدن به سراغ پيامبر ص و او را بر در درگاه خدا شفيع قرار دادن، و وساطت و استغفار او براى گنهكاران مؤثر است، و موجب پذيرش توبه، و رحمت الهى است.
اگر وساطت و دعا و استغفار و شفاعت خواستن از پيامبر ص شرك بود چگونه ممكن بود كه قرآن چنين دستورى را به گنهكاران بدهد! منتها افراد خطاكار بايد نخست خود توبه كنند و از راه خطا برگردند، سپس براى قبول توبه خود از استغفار پيامبر ص نيز استفاده كنند.
بديهى است پيامبر ص آمرزنده گناه نيست، او تنها مىتواند از خدا طلب آمرزش كند و اين آيه پاسخ دندان شكنى است به آنها كه اين گونه وساطت را انكار مىكنند (دقت كنيد) جالب توجه اينكه قرآن نمىگويد: تو براى آنها استغفار كن بلكه مىگويد