تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠ - تفسير
[سوره النساء (٤): آيه ٦٤]
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً (٦٤)
ترجمه:
٦٤- ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به اين منظور كه به فرمان خدا از وى اطاعت شود، و اگر اين مخالفان هنگامى كه به خود ستم مىكردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مىگذاردند) به نزد تو مىآمدند و از خدا طلب آمرزش مىكردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند.
تفسير:
قرآن در آيات گذشته مراجعه به داوران جور را شديدا محكوم نمود، در اين آيه به عنوان تاكيد اين سخن مىگويد: پيامبرانى را كه ما مىفرستاديم همه براى اين بودهاند كه به فرمان خدا از آنها اطاعت شود و هيچگونه مخالفتى نسبت به آنها انجام نگردد (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ.) زيرا آنها هم رسول و فرستاده خدا بودهاند و هم رئيس حكومت الهى، بنا بر اين مردم موظف بودهاند هم از نظر بيان احكام خداوند و هم از نظر چگونگى اجراى آن از آنها پيروى كنند، و تنها به ادعاى ايمان قناعت نكنند.
از اين جمله به خوبى استفاده مىشود كه هدف از فرستادن پيامبران، اطاعت و فرمانبردارى كردن همه مردم بوده است، حال اگر بعضى از مردم از آزادى خود سوء استفاده كردند و اطاعت ننمودند، تقصير متوجه خود آنها است، بنا بر اين آيه فوق عقيده جبريون را كه مىگويند بعضى از مردم از آغاز موظف به اطاعت، و بعضى محكوم به عصيان و مخالفت هستند نفى مىكند.
ضمنا از تعبير باذن اللَّه استفاده مىشود كه پيامبران الهى هر چه دارند از ناحيه خدا است و به عبارت ديگر وجوب اطاعت آنها بالذات نيست، بلكه آن هم به فرمان