تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٣ - تفسير شرائط پذيرش توبه
از طرف پروردگار نيز شده، در اين آيه صريحا مسئله توبه و پارهاى از شرائط آن را بيان مىكند و مىفرمايد:" توبه تنها براى آنها است كه گناهى را از روى جهالت انجام مىدهند".
اكنون ببينيم منظور از" جهالت" چيست؟ آيا همان جهل و نادانى و بىخبرى از گناه است، و يا عدم آگاهى از اثرات شوم و عواقب دردناك آن مىباشد؟
كلمه" جهل" و مشتقات آن گرچه به معانى گوناگونى آمده است ولى از قرائن استفاده مىشود كه منظور از آن در آيه مورد بحث طغيان غرائز و تسلط هوسهاى سركش و چيره شدن آنها بر نيروى عقل و ايمان است، و در اين حالت، علم و دانش انسان به گناه گرچه از بين نمىرود اما تحت تاثير آن غرائز سركش قرار گرفته و عملا بى اثر مىگردد، و هنگامى كه علم اثر خود را از دست داد، عملا با جهل و نادانى برابر خواهد بود.
ولى اگر گناه بر اثر چنين جهالتى نباشد بلكه از روى انكار حكم پروردگار و عناد و دشمنى انجام گيرد، چنين گناهى حكايت از كفر مىكند و به همين جهت توبه آن قبول نيست، مگر اين كه از اين حالت بازگردد و دست از عناد و انكار بشويد.
در واقع اين آيه همان حقيقتى را بيان مىكند كه امام سجاد ع در دعاى ابو حمزه با توضيح بيشترى بيان فرموده است آنجا كه مىگويد:
الهى لم اعصك حين عصيتك و انا بربوبيتك جاحد و لا بامرك مستخف و لا لعقوبتك متعرض و لا لوعيدك متهاون لكن خطيئة عرضت و سولت لى نفسى و غلبنى هواى.
.." خداى من هنگامى كه به معصيت تو پرداختم اقدام به گناه از راه انكار خداونديت نكردم و نه بخاطر خفيف شمردن امر تو بود و نه مجازات ترا كم اهميت گرفتم و نسبت به آن بى اعتنا بودم و نه وعده كيفرت را سبك شمردم بلكه خطايى