تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٨ - تفسير مسلمانان تصفيه مىشوند
گذارد" زيرا آگاهى بر اسرار نهانى- بعكس آنچه بسيارى خيال مىكنند- مشكلى را براى مردم، حل نمىكند، بلكه در بسيارى از موارد باعث هرج و مرج و از هم پاشيدن پيوندهاى اجتماعى و خاموش شدن شعلههاى اميد و از بين رفتن تلاش و كوشش در ميان توده مردم، مىگردد.
و از همه مهمتر اينكه بايد ارزش اشخاص از طريق اعمال آنها روشن گردد نه از راه ديگر و مسئله آزمايش و امتحان پروردگار نيز، چيزى جز اين نيست، بنا بر اين راه شناسايى افراد، تنها اعمال آنها است [١] سپس پيامبران خدا را، از اين حكم استثناء كرده و مىفرمايد: وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ: خداوند هر زمان بخواهد از ميان پيامبرانش، كسانى را انتخاب مىكند و گوشهاى از" علم غيب" بى پايان خود و اسرار درون مردم را كه شناخت آن براى تكميل رهبرى آنها لازم است در اختيار آنان قرار مىدهد، ولى در هر حال قانون كلى و عمومى و جاودانى براى شناخت اشخاص، اعمال آنها است.
از اين جمله استفاده مىشود كه پيامبران ذاتا عالم به غيب نيستند و نيز استفاده مىشود كه آنها بر اثر تعليم الهى قسمتى از اسرار غيب را مىدانند بنا بر اين افرادى هستند كه از غيب آگاه مىشوند و همچنين مقدار آگاهى آنها بسته به مشيت خداوند است.
ناگفته پيدا است كه منظور از مشيت، و خواست خدا در اين آيه، همانند آيات ديگر، همان" اراده آميخته با حكمت" است يعنى خدا هر كس را شايسته ببيند و حكمتش اقتضا كند، به اسرار غيب آگاه مىسازد.
[١]- در ذيل آيه" وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ ..." (سوره بقره آيه ١٥٥) در مورد آزمايشهاى خداوند، مشروحا اين سؤال را مطرح كرده و پاسخ گفتهايم كه آزمايشهاى الهى در حقيقت يك نوع پرورش و تربيت است، نه استعلام و خبرگيرى، براى توضيح بيشتر به آن بحث، مراجعه شود.