تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١ - تفسير تقوا و امدادهاى الهى
و يا به خاطر اينكه چهره روز يا چهره آفتاب عالمتاب با فرا رسيدن آن پوشانده مىشود، و به هر حال اشارهاى است به اهميت شب و نقش مؤثر آن در زندگى انسانها، از تعديل حرارت آفتاب گرفته، تا مساله آرامش و سكون همه موجودات زنده در پرتو آن، و نيز عبادت شب زندهداران بيدار دل و آگاه.
در قرآن مجيد زياد بر مساله نظام" نور" و" ظلمت"، و تاثير آنها در زندگى بشر توجه داده شده، چرا كه دو نعمت بزرگ دائمى و دو آيت از آيات مهم پروردگار است.
[١] قابل توجه اينكه" يغشى" به صورت فعل" مضارع" ذكر شده، اما" تجلى" به صورت فعل ماضى است، بعضى گفتهاند اين به خاطر آن است كه در آن زمان كه آغاز دعوت پيغمبر اكرم (ص) بود ظلمت جاهليت همه جا را فرا گرفته بود ولى در اين صورت سوگند ياد كردن به چنين ظلمتى جالب به نظر نمىرسد، بهتر اين است گفته شود اين فعل ماضى چون بعد از" اذا" شرطيه واقع شده، معنى فعل مضارع را مىبخشد، يا اينكه در اصل" تتجلى" بوده كه يك تاء آن حذف شده، ولى در اين صورت فعل مؤنث خواهد بود و فاعل آن نمىتواند" نهار" باشد بلكه بايد در تقدير چنين باشد" اذا تتجلى الشمس فيه".