تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣ - تفسير او يكتا و بى همتا است
به غائب از ديد چشمها و دور از لمس حواس" [١] در حديث ديگرى از امير مؤمنان على ع مىخوانيم كه فرمود: در شب جنگ بدر" خضر" را در خواب ديدم، از او خواستم چيزى به من ياد دهد كه به كمك آن بر دشمنان پيروز شوم گفت: بگو: يا هو، يا من لا هو الا هو، هنگامى كه صبح شد جريان را خدمت رسول اللَّه ص عرض كردم، فرمود: يا على! علمت الاسم الاعظم:" اى على ع اسم اعظم به تو تعليم شده سپس اين جمله ورد زبان من در جنگ بدر بود ..." [٢]" عمار ياسر" هنگامى كه شنيد حضرت امير مؤمنان ع اين ذكر را روز صفين به هنگام پيكار مىخواند، عرض كرد اين كنايات چيست؟ فرمود:
اسم اعظم خدا و ستون توحيد است"! [٣]
اين نام جز بر خدا اطلاق نمىشود، در حالى كه نامهاى ديگر خداوند معمولا اشاره به يكى از صفات جمال و جلال او است مانند عالم و خالق و رازق و غالبا به غير او نيز اطلاق مىشود (مانند رحيم و كريم و عالم و قادر و ...) با اين حال ريشه آن معنى وصفى دارد، و در اصل مشتق از" وله" به معنى" تحير" است، چرا كه عقلها در ذات پاك او حيران است، چنان كه در حديثى از امير مؤمنان على ع آمده است:
اللَّه معناه المعبود الذى ياله فيه
[١]" بحار الانوار" جلد ٣ صفحه ٢٢١ حديث ١٢ (با تلخيص).
[٢] و [٣] " بحار الانوار" جلد ٣ صفحه ٢٢٢.