تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨ - نكته فتح مكه بزرگترين پيروزى اسلام
سپس از شتر خود فرود آمد، و براى نابودى بتها نزديك خانه كعبه آمد، بتها را يكى پس از ديگرى سرنگون مىكرد و مىفرمود: جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً:" حق آمد و باطل زايل شد و باطل زايل شدنى است".
چند بت بزرگ بر فراز كعبه نصب شده بود كه دست پيامبر ص به آنها نمىرسيد امير مؤمنان على ع را امر كرد پاى بر دوش مباركش نهد و بالا رود، و بتها را به زمين افكنده بشكند، على ع اين امر را اطاعت كرد.
سپس كليد خانه كعبه را گرفت و در را بگشود و عكسهاى پيغمبران را كه بر در و ديوار داخل خانه كعبه ترسيم شده بود محو كرد.
" شما چه مىگوئيد؟ و چه گمان داريد؟! در باره شما" چه دستورى بدهم"؟
عرض كردند: ما جز خير و نيكى از تو انتظار نداريم، تو برادر بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار مايى! و امروز به قدرت رسيدهاى، ما را ببخش، اشك در چشمان پيامبر ص حلقه زد، صداى گريه مردم مكه نيز بلند شد.
پيغمبر اكرم ص فرمود: من در باره شما همان مىگويم كه برادرم يوسف گفت،" امروز هيچگونه سرزنش و توبيخى بر شما نخواهد بود، خداوند شما را مىبخشد و او ارحم الراحمين است" [١] و به اين ترتيب همه را عفو كرد و فرمود: همه آزاديد، هر جا مىخواهيد برويد.
در ضمن پيغمبر خدا ص دستور داده بود كه لشگريانش مزاحم هيچكس
[١] سوره يوسف آيه ٩٢.