تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠ - ٣- اين تكرار براى چيست؟
و" عبدتم" در آيه چهارم به صورت فعل ماضى است بعيد به نظر نمىرسد [١] هر چند اين تفسير فقط تكرار آيه دوم و چهارم را حل مىكند اما تكرار آيه سوم و پنجم هم چنان به قوت خود باقى است [٢]
٤- آيا مفهوم آيه" لَكُمْ دِينُكُمْ ..." جواز بتپرستى است؟!
گاهى چنين تصور شده كه آخرين آيه اين سوره كه مىگويد:" آئين شما براى خودتان، و آئين من براى خودم" همان مفهوم" صلح كل" را دارد، و به آنها اجازه مىدهد كه بر آئينشان بمانند، چرا كه اصرار بر پذيرش آئين اسلام نمىكند! ولى اين پندار بسيار سست و بى اساس است، زيرا لحن آيات به خوبى نشان مىدهد كه اين تعبير نوعى تحقير و تهديد است، يعنى آئين شما به خودتان ارزانى باد! و به زودى عواقب نكبتبار آن را خواهيد ديد، شبيه آنچه در آيه ٥٥ سوره قصص آمده:
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ:" مؤمنان هر گاه سخن لغوى را بشنوند از آن روى مىگردانند، و مىگويند: اعمال ما براى ما و اعمال شما براى خودتان، سلام بر شما (سلام وداع و جدايى) ما طالب جاهلان نيستيم"! شاهد گوياى اين مطلب صدها آيه قرآن مجيد است كه شرك را در تمام اشكالش مىكوبد، و از هر كارى منفورتر مىشمرد، و گناهى نابخشودنى مىداند.
[١] بنا بر اين" عابد" كه اسم فاعل است نيز در اين آيه بايد معنى ماضى بدهد.
[٢] ضمنا بايد توجه داشت كه" ما موصوله" هر چند غالبا براى غير ذوى العقول مىآيد بسيار ديده شده كه در ذوى العقول نيز به كار مىرود، آيات قرآن نيز شاهد بر اين مدعى است.