تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٨ - تفسير بلاى تكاثر و تفاخر!
اين خطبه كه تنها به قسمتى از آن در اينجا اشاره كردهايم بقدرى تكان دهنده و گويا و صريح است كه" ابن ابى الحديد" معتزلى مىگويد: من به كسى كه همه امتها به او سوگند ياد مىكنند قسم مىخورم كه از پنجاه سال پيش تا كنون بيش از هزار بار اين خطبه را خواندهام، و در هر بار در درون قلبم لرزش و ترس و پند و موعظه تازهاى پديد آمده، و در روحم به سختى اثر گذارده، اعضاء و جوارحم به لرزه افتاده، و هرگز نشده كه در آن تامل كنم جز اينكه در آن حال به ياد مرگ خانواده و بستگان و دوستانم افتادهام و درست برايم مجسم شده كه من همانم كه امام ع توصيف فرموده است.
چقدر واعظان و خطبا و گويندگان و افراد فصيح در اين باره سخن گفته اند، و من گوش فرا دادهام، و در سخنان آنها دقت كردهام، ولى در هيچيك تاثير سخن امام ع را نيافتهام!.
اين تاثيرى كه سخن او در قلب من مىگذارد يا از ايمانى سرچشمه مىگيرد كه به گوينده آن تعلق دارد، و يا نيت يقين و اخلاص او سبب شده است كه اينچنين در ارواح نفوذ كند، و در قلوب جايگزين شود" [١] او در قسمت ديگرى از سخنانش مىگويد: ينبغى لو اجتمع فصحاء العرب قاطبة فى مجلس و تلى عليهم ان يسجدوا له!:" سزاوار است اگر فصحاء عرب همگى در مجلسى اجتماع كنند و اين خطبه براى آنها خوانده شود در برابر آن سجده كنند، و در همين جا اشاره به گفتار معاويه در باره فصاحت امير مؤمنان على ع مىكند كه مىگويد: و اللَّه ما سن الفصاحة لقريش غيره:
" به خدا هيچكس فصاحت را براى قريش غير او پايهگذارى نكرد"!
[١] شرح" نهج البلاغه"" ابن ابى الحديد" جلد ١١ صفحه ١٥٣