تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣ - ٣- تهذيب نفس وظيفه بزرگ الهى
روى اين مساله تكيه شده است كه فلاح و رستگارى در تزكيه نفس است، و محروميت و شكست و بدبختى در ترك تزكيه است.
در واقع مهمترين مساله زندگى انسان نيز همين مساله است، و در حقيقت قرآن با تعبير فوق مطلب را بازگو مىكند كه رستگارى انسان نه در گرو پندارها و خيالها است، نه در سايه مال و ثروت و مقام، نه وابسته به اعمال اشخاص ديگر (آن گونه كه مسيحيان تصور مىكنند كه فلاح هر انسانى در گرو فداكارى عيساى مسيح است) و نه مانند اينها.
بلكه در گرو پاكسازى و تعالى روح و جان در پرتو ايمان و عمل صالح است.
بدبختى و شكست انسان نيز نه در قضا و قدر اجبارى است، و نه در سرنوشتهاى الزامى نه معلول فعاليتهاى اين و آن، بلكه تنها و تنها به خاطر آلودگى به گناه و انحراف از مسير تقوى است.
در تواريخ آمده است كه همسر عزيز مصر (زليخا) هنگامى كه يوسف مالك خزائن ارض شد و حاكم بر سرزمين مصر گشت، او را ملاقات كرد و گفت:
ان الحرص و الشهوة تصير الملوك عبيدا، و ان الصبر و التقوى يصير العبيد ملوكا، فقال يوسف قال اللَّه تعالى: إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ:" حرص و شهوت پادشاهان را برده ساخت، و صبر و تقوى بردگان را پادشاه" يوسف سخن او را تصديق كرد و اين كلام الهى را به او خاطر نشان ساخت:" هر كس كه تقوى و شكيبايى را پيشه كند خداوند اجر نيكوكاران را ضايع نمىسازد" [١] همين معنى به عبارت ديگرى نقل شده كه همسر عزيز مصر در رهگذرى نشسته بود كه موكب يوسف از آنجا عبور كرد، زليخا گفت: الحمد للَّه الذى جعل الملوك بمعصيتهم عبيدا، و جعل العبيد بطاعتهم ملوكا:
[١]" محجة البيضاء" جلد ٥ صفحه ١١٦.