تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٧ - تفسير با ابرهه گو كز پى تعجيل نيايد!
اين كلمه معنى جمعى دارد كه بعضى مفرد آن را" ابابله" به معنى گروهى از پرندگان يا اسبها و شتران دانستهاند، و بعضى مىگويند جمعى است كه مفرد از جنس خود ندارد.
به هر حال" طير" در اينجا معنى جمعى دارد و اين دو واژه" طير" و" ابابيل" مجموعا به معنى پرندگان گروه گروه است (نه اينكه ابابيل نام آن پرندگان باشد).
در اينكه اين پرنده چه پرندهاى بوده است؟ همانطور كه در شرح داستان آوردهايم مشهور اين است پرندگانى شبيه به پرستو و چلچله بودند كه از طريق درياى احمر برخاستند و به سراغ لشگر فيل آمدند.
" عصف" (بر وزن حذف) به معنى برگهايى است كه بر ساقه زراعت است و سپس خشكيده و كوبيده شده است، و به تعبيرى ديگر به معنى" كاه" است،
[١]" سجيل" كلمهاى است فارسى كه از" سنگ" و" گل" گرفته شده است، بنا بر اين چيزى است كه نه همچون سنگ سخت است و نه همچون گل سست است.