تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥ - نكته طغيان و احساس بى نيازى
افراد كم ظرفيت است كه وقتى به نعمت و مال و مقامى مىرسند، چنان مست مىشوند و احساس بى نيازى مىكنند كه خدا را هم به دست فراموشى مىسپارند.
در حالى كه مىدانيم از نسيمى دفتر ايام بر هم مىخورد و تمام اموال انسان در كمتر از يك ساعت ممكن است نابود شود، يا سيل و زلزله و صاعقهاى همه را بر باد دهد، و سلامت او نيز با گلوگير شدن يك جرعه آب چنان به خطر بيفتد كه مرگ را با چشم خود ببيند.
اين چه غفلتى است كه دامن گروهى را مىگيرد و خود را بى نياز مىپندارند، و بر مركب سركش غرور سوار شده صحنه اجتماع را جولانگاه خود قرار مىدهند.
پناه بر خدا از اين جهل و نادانى! و از اين بيخبرى و خيره سرى! براى از ميان رفتن چنين حالتى كافى است كه انسان كمى به ضعف بى حساب خود، و قدرت عظيم پروردگار، بينديشد، و كمى تاريخ گذشتگان را و رق بزند و سرگذشت اقوامى را كه از او قوىتر و نيرومندتر بودند ببيند، تا از مركب غرور پياده شود.
پروردگارا! لحظهاى در دنيا و آخرت ما را به خودمان وامگذار.
بارالها! به ما چنان قدرتى مرحمت كن كه بينى اين مستكبران مغرور كه سد راه تواند بر خاك بماليم و نقشههايشان نقش بر آب كنيم.
آمين يا رب العالمين پايان سوره" علق"