ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٤٠ - دفع يك توهم در باره جمله خدا به او(نمرود) ملك و دولت داد
قرآن كريم همين گونه ملكها و چيزهايى نظير آن را در بسيارى از موارد به خود خدا نسبت داده، از آن جمله: از مؤمن آل فرعون حكايت مىكند كه گفت:(يا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ)[١] و از خود فرعون حكايت كرده كه گفت:(يا قَوْمِ أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ)[٢] و حكايت اين دو خود امضايى است از طرف خداى تعالى، چون در جاى ديگر همه ملكها را از آن خود دانسته و فرموده:(لَهُ الْمُلْكُ)[٣] كه به حكم اين جمله ملك منحصر در خدا است، هيچ ملكى نيست مگر آنكه از ناحيه خدا است، و به حكم آيه:(رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِينَةً)[٤] و آيه:(وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ)[٥] و آيه زير كه خطاب به پيامبر است(ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً)[٦] و همچنين به حكم آياتى ديگر ملك نامشروع فرعون و قومش و گنج قارون و اموال وليد بن مغيره همه از خداى تعالى بوده است.
و ثانيا اين تفسير با ظاهر آيه نمىسازد، براى اينكه ظاهر آيه اينست كه نمرود با ابراهيم بر سر مساله توحيد و ايمان نزاع و مجادله داشت، نه بر سر ملك و دولت، چون ملك و دولت ظاهرى در دست نمرود بود، و او براى ابراهيم ملكى قائل نبود تا بر سر آن با وى مشاجره كند.
و ثالثا هر چيزى با خداى سبحان نسبتى دارد، ملك هم از جمله همين اشياء است، و نسبت دادن آن به خداى تعالى هيچ محذورى ندارد كه تفصيلش گذشت.
(قالَ إِبْراهِيمُ: رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ) مساله حيات و موت هر چند در غير جنس جانداران نيز هست، و نباتات هم براى خود زندگى دارند، و قرآن نيز به بيانى كه در تفسير آية الكرسى گذشت آن را تصديق كرده، ليكن مراد ابراهيم ع از مرگ و حيات خصوص حيات و موت حيوانى، و يا اعم
[١] اى قوم من امروز ملك جهان و غلبه زمين از آن شماست. سوره مؤمن آيه ٢٩
[٢] اى قوم من آيا ملك مصر از آن من نيست؟ سوره زخرف آيه ٥١
[٣] سوره تغابن آيه ١
[٤] پروردگارا تو خودت زينت دنيا را به فرعون و قومش دادهاى. سوره يونس آيه ٨٨
[٥] ما به قارون از گنجينهها آن قدر داديم كه حمل كليدهاى آن، مردان نيرومند را خسته مىكرد.
سوره قصص آيه ٧٦
[٦] امر آن كس را كه من او را آفريدم و هنگام آفرينش تنها بود و براى او مالى فراوان قرار دادم، به خودم واگذار ... و با اينكه همه وسائل را برايش فراهم كرده بودم باز طمع آن داشت كه زيادتر به او بدهم.
سوره مدثر آيه ١٤