ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٠ - پاسخ بگفته غلط اسلام دين شمشير و اجبار است و مخالف روش انبياى سلف مىباشد!!
(لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ، وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ)[١].
و اما اينكه گفتهاند لازمه توسل به جنگ و زور اين است كه بعد از غلبه اسلام بر كفر پارهاى از افراد از ترس مسلمان شوند، در جواب مىگوئيم: اين اشكال وارد نيست براى اينكه اگر احياء انسانيت و رساندن انسانها به حيات انسانيشان موقوف شد بر اينكه اين حق مشروع را كه همه انسانهاى سليم الفطره خواهان آن هستند بر چند نفرى كه سلامت فطرت خود را از دست دادهاند تحميل كنيم، تحميل مىكنيم، و هيچ عيبى و اشكالى هم ندارد، البته اين كار را بعد از اقامه حجتهاى بالغه و روشن كردن حق انجام مىدهيم، (كه چه بسا از آن عده معدود چند تنى به وسيله همين اقامه حجت بخود آيند، و تسليم حكم فطرت خود شوند).
و مساله تحميل قانون به اقليتهايى كه زير بار قانون نمىروند، طريقهاى است كه در ميان همه ملتها و دولتها داير است، نخست افراد متمرد و متخلف از قانون را دعوت به رعايت قانون مىكنند، آن گاه اگر زير بار نرفتند، به هر وسيلهاى كه ممكن باشد قانون را بر آنان تحميل مىكنند، هر چند به جنگ و كشتار باشد بالآخره همه بايد به قانون عمل كنند، حال يا بطوع و رغبت خود، و يا به اكراه.
علاوه بر اينكه مساله اكراه و اجبار نسبت به قوانين دينى در بيش از يك نسل اتفاق نمىافتد، چون اصولا هميشه كره زمين محل زندگى يك نسل است، و اين يك نسل است كه ممكن است افرادى سركش و ياغى داشته باشد و تعليم و تربيت دينى نسلهاى آتيه و بعدى را اصلاح مىكند، و او را با دين فطرى بار مىآورد و قهرا همه افراد بطوع و رغبت خود به سوى دين توحيد رو مىآورند، و خلاصه در نسلهاى بعد ديگر اكراهى اتفاق نمىافتد.
و اما اينكه اشكال كرده و گفتهاند: ساير انبيا كارشان صرف دعوت و هدايت بود، و تاريخ زندگى آن حضرات تا آنجا كه در دسترس ما است هيچ نشان نداده كه دست به اسلحه برده باشند، و يا اصولا پيشرفت آن چنانهاى كرده باشند كه زمينه قيام برايشان فراهم شده باشد، اين نوح و هود و صالح :ند كه مىبينيم همواره مقهور و مظلوم دشمنان بودهاند، و سلطه دشمن از هر طرف احاطهشان كرده بود، و همچنين عيسى ع در ايامى كه در بين مردم بود و مشغول به دعوت بود هيچ پيشرفتى نكرد (و به جز عدهاى انگشت شمار به نام حواريين دورش را نگرفتند، با اين حال او چگونه مىتوانست قيام كند)، و اين انتشارى كه در دعوت آن جناب مىبينيم بعد از آمدن ناسخ شريعتش يعنى آمدن اسلام صورت گرفت، (آرى
[١] تا اگر كسى هلاك مىشود دانسته هلاك شود، و هر كه زنده مىگردد دانسته زنده شود. سوره انفال آيه ٤٢