ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠١ - پاسخ بگفته غلط اسلام دين شمشير و اجبار است و مخالف روش انبياى سلف مىباشد!!
بعد از آنكه اسلام طلوع كرد جمعى كه نمىخواستند زير بار اسلام بروند، سنگ مسيحيت را به سينه زدند، و نتيجتا مسيحيت رواج يافت).
علاوه بر اينكه جمعى از انبيا هم بودند كه در راه خدا قيام كرده، و دست به شمشير زدند، كه تورات و قرآن عدهاى از آنان را نام مىبرند، قرآن كريم بطور اشاره و بدون ذكر نام مىفرمايد:(وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ، فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا، وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ، وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِي أَمْرِنا، وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ.)[١] و نيز نقل مىكند كه موسى قوم خود را دعوت كرد تا با قوم عمالقه قتال كنند، و مىفرمايد: (وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ)- تا آنجا كه مىفرمايد-(يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ، وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى أَدْبارِكُمْ، فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ)- تا آنجا كه مىفرمايد-(قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ) [٢].
و نيز فرموده:(أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ؟ (مِنْ بَعْدِ مُوسى) إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ)[٣] تا آخر داستان طالوت و جالوت.
و نيز در داستان سليمان و ملكه سبا مىفرمايد: ((أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي) مسلمين- تا آنجا كه مىفرمايد-(ارْجِعْ إِلَيْهِمْ، فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها، وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ))[٤] و اين تهديدى كه با جمله(فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها) كرده تهديدى است
[١] و چه بسيار پيغمبرانى كه قتال كردند در حالى كه مردان خداى بسيار با ايشان بودند، و در كارزارى كه مىكردند در برابر ناملايماتى كه در راه خدا مىديدند سست و ضعيف نگشته، اظهار ذلت ننمودند، و خدا صابران را دوست مىدارد، و جز اين منطقشان نبود كه مىگفتند پروردگارا گناهان ما را بيامرز و از زيادهرويهاى ما در امور بگذر، و قدمهامان را استوار بدار، و بر كفار نصرتمان ده. سوره آل عمران آيه ١٤٧
[٢] اى قوم داخل ارض مقدسه شويد كه خدا آن را برايتان مقدر كرده و پشت به جنگ مكنيد كه زيانكار شويد- گفتند: اى، موسى ما ابدا داخل اين سرزمين نخواهيم شد ما دام كه آن قوم در آنجايند تو با پروردگارت برو و با آنان كارزار بكنيد ما اينجا نشستهايم. سوره مائده آيه ٢٤
[٣] آيا خبر ندارى كه جمعى از بنى اسرائيل بودند كه به پيغمبرى كه داشتند گفتند پادشاهى براى ما قرار بده تا در راه خدا با كفار قتال كنيم. سوره بقره آيه ٢٤٦
[٤] اين نامه از سليمان است كه مىگويد زنهار بر من استكبار مورز و با درباريانت به حالت تسليم نزد من آئيد- تا آنجا كه مىفرمايد- سليمان به فرستاده او گفت برگرد به سوى ايشان كه به زودى لشگرهايى به سركوبيشان مىفرستيم كه تا كنون سابقه مثل آن را نداشته باشند و به زودى با كمال ذلت از آنجا بيرونشان مىكنيم. سوره نمل آيه ٣٧