صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣
خواهیم شد. آنهائى که این صنعتهاى بزرگ را درست کردند، آنها هم انسان هائى یک سر و دو گوشى هستند که مثل سایر انسانها، منتها قبل از ما بیدار شدند و ما را خواب کردند، قبل از اینکه ما بیدار بشویم آنها بیدار شدند و هم خودشان را صرف این کردند که با ایادى خودشان مستقیماً یا به غیر مستقیم ما را غافل کنند، ما را خواب کنند و به ما تزریق کنند به اینکه شما نمىتوانید، حتى تزریق کنند که شما نمىتوانید حکومت کنید، شما نمىتوانید یک حکومت صحیح داشته باشید، شما نمىتوانید یک نظام صحیح داشته باشید، شما نمىتوانید یک صنعتى داشته باشید. اگر ما از این خواب بیدار نشویم، هر چه فریاد هم بزنیم فایده ندارد، شعارها فایده ندارد،آن شعارى فایده دارد که از روى علم باشد و توجه، البته در یک انقلابى و در یک نهضتى اولش شعارهاست که این نهضت را به پیش مىبرد و اگر این شعارها نباشد،انقلاب نمىتواند پیش ببرد،لکن بعد از اینکه انقلاب پیروز شد باید عمل کرد، باید توجه کرد به اینکه ما نباید همیشه دستمان دراز باشد، یک دستمان طرف غرب دراز باشد، یک دستمان طرف شرق دراز باشد، تا این دو دست ما طرف شرق و غرب دراز است، ما وابسته هستیم، ما که مىخواهیم وابسته نباشیم باید اول بیدار بشویم به اینکه ما خودمان هم شخصیت داریم، ما مىتوانیم کار انجام بدهیم.
شما دیدید که قبل از اینکه این نهضت حاصل بشود و انقلاب، کم شخصى بود، کم کسى بود که احتمال این را حتى بدهد که مىشود بر این قدرتهاى بزرگ غلبه کرد، آن هم یک ملتى که همه چیزش وابسته بوده و همه چیزش از آنجا آمده و چیزى ندارد، این یک مسألهاى بود که باور کسى نمىآمد لکن شما دیدید که وقتى اراده کردید، ملت اراده کرد، دنبالش شد. وقتى ملت بیدار شد که نباید این ابر قدرتها در اینجا حکومت کنند و نباید وابستگان آنها در اینجا حکومت کنند، با اینکه کمال قدرت را آنها آنوقت داشتید در عین حال همین سر و پا برهنههاى بازار و کوچه و دانشگاه و جاهاى دیگر قیام کردند و با وحدت کلمه و با بیدارى، دشمن را از صحنه بیرون کردند. اگر ملت ما در این طول مدت این بیست سى سال، از بیست سال به این طرف باز همان بودند که از پاسبان مىترسیدند، اگر یک وقتى مىخواستند به کلانترى بروند خوفشان بود که بروند، از اسم شاه کذا مىترسیدند، اگر اینها همانها بودند، نمىتوانستند قیام کنند و این واقعه را، این واقعه اعجازآمیز را بوجود بیاورند. اول بیدار شدند، با نطق ناطقین، نویسندگان، بیدار شدند یعنى نویسندگان متعهد، بعد که بیدار شدند اراده کردند، خواستند، دنبال اراده و خواست قیام حاصل شد و دیدید که چیزى که ملت خواست متحقق مىشود، ملت ما خواست که نظام جائر سلطنتى نباشد و به جاى او یک نظام انسانى اسلامى باشد، این را خواست و این شد. البته نمىگویم که الان ما یک نظام اسلامى تمام عیار داریم، لکن این را مىگویم که آن نظام جائر که همه چیز ما را به دیگران فروخت و از بین برد آن رفت از بین و دست آن ابرقدرتها کوتاه شد از مملکت و ما الان در اول قدم هستیم و باید کوشش کنیم، همه ما کوشش کنیم، همه ملت کوشش کنند، هر کس در هر جا که هست کوشش کند و کوششاش این باشد که ما باید وابسته نباشیم. اگر دهقانهاى ما در صحراها و در هر جا که هستند این معنا را بفهمند که کوشش باید کرد تا وابسته