صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٤
اگر ملت این باور را داشته باشد که ما مىتوانیم در مقابل قدرتبزرگ بایستیم، توانائى پیدا مىکند
شما اگر چنانچه باورتان باشد که نمىتوانید صنعت بکنید و نمىتوانید صنایع بزرگ و کوچک را و چیزهائى که احتیاج به غرب بوده است خودتان آنها را درست بکنید، تا این باور هست نمىتوانید که انجام بدهید. اول باید خودتان را درست کنید، اول باید باورتان بیاید که ما هم انسانیم، ما هم قدرت تفکر داریم. ما هم قدرت صنعت داریم، این قدرت در همه افراد بشر به قوه هست اگر این باور براى شما پیدا شد و این تجربهاى که در این دو سال شماها کردید و دیدید که آن حرفهائى که گفته مىشده است تبلیغات بوده است و مسائل آنطور نبوده است، این تبلیغات بوده است که در مقابل قدرت هاى بزرگ نمىشود نفس کشید و باید تسلیم قدرتهاى بزرگ شد.
شما در این مدتى که انقلاب کردید و قیام کردید، خودتان باورتان آمد و به دولتهاى مستضعف و ملتهاى مستضعف هم باوراندید که مىشود در مقابل امریکاى جهانخوار و شوروى جهانخوار ایستادگى کرد. شما دو سال است که قیام مردانه کردید و در مقابل آنها ایستادید و همه آنها را دستشان را از کشور خودتان قطع کردید و دیدید که یک مطلبى است امکان دارد و شما خودتان مىتوانید در عین حالى که قدرت نظامىتان مثل آنها نیست و قدرت صنعتىتان مثل آنها نیست، لکن مىتوانید ایستادگى کنید و یک ملت وقتى که یک مطلب را باور کرد که مىتواند انجام بدهد، انجام خواهد داد. اساس باور این دو مطلب است، باور ضعف و سستى و ناتوانى و باور قدرت و قوه و توانائى. اگر ملت این باور را داشته باشد که ما مىتوانیم در مقابل قدرتهاى بزرگ بایستیم، این باور اسباب این مىشود که توانائى پیدا مىکنند و در مقابل قدرتبزرگ ایستادگى مىکنند.
این پیروزى که شما به دست آوردید، براى اینکه باورتان آمده بود که مىتوانید، باورتان آمده بود که آمریکا نمىتواند به شما تحمیل بکند. این باور اسباب این شد که آن کار بزرگ معجزه آسا را شماها انجام دادید و اگر چنانچه شما ملاحظه کنید که در این دو سال در کشور ما صنعتهاى زیادى که آنها انجام مىدادند خودشان انجام مىدهند و باورتان باشد که خود ما هم مىتوانیم صنعتى داشته باشیم و مىتوانیم ابتکارى داشته باشیم همین باور توانائى، شما را توانا مىکند. اساس این باور است که آنها از ما گرفته بودند، آنها ما را از همه چیز تهى کرده بودند به طورى که افکار ما، باورهاى ما همه وابستگى داشت.
اگر افکار یک ملتى وابستگى به قدرت بزرگى باشد تمام چیزهاى آن ملت وابستگى پیدا مىکند، عمده این است که افکار شما آزاد بشود، افکار شما از وابستگى به قدرتهاى بزرگ آزاد بشود. اگر افکار شما آزاد شد و باورتان آمد که ما مىتوانیم که صنعتمند و صنعتکار باشیم، خواهید بود. اگر افکارتان و باورتان این باشد که ما مىتوانیم مستقل باشیم و وابسته به غیر نباشیم، خواهید توانست. اگر کشاورزان ما باورشان این باشد که ما مىتوانیم در کشاورزى به جائى برسیم که صادر کنیم و وابسته به غیر نباشیم بلکه دیگران به ما محتاج باشند، مىتوانند. اگر شماهائى که در صنعت