صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨٤
است، لکن ارتش که باید یکارتش مستقلى باشد و غرور ارتشى اش محفوظ باشد، الان بحمدالله این مطلب حاصل است براى شما.
اشخاصى افکارشان آنطورى پرورش یافته که کشورهاى ضعیف بدون وابستگى، بر ایشان امکان استمرار حیات نیست
و تمام نگرانىهاى احتمالى، البته احتمال، احتمال ضعیف اما خوب است گفته بشود، این است که دوباره یک دستهایى در کار باشد که بخواهند همان مسائل سابق پیش بیاید، البته مسأله شاهنشاهى دیگر مدفون شده، آن مسأله دیگر مطرح نیست، لکن به طور دیگر یک مسائلى فراهم بیاورند. کسانى که از آنها هستند یا افکارشان آن نحو افکار است یا به اصطلاح خودشان صلاح ملت را مىبینند که وابسته باشند، خوب هستند اشخاصى که متدین هم هستند، نمازخوان هم هستند، شاید نماز شب هم مىخوانند اما افکارشان آنطورى پرورش یافته، یعنى از بچگى به گوش اینها خواندهاند به اینکه خوب این کشورهاى ضعیف، بدون وابستگى یا به این طرف یا به آن طرف ، بدون این، برایشان امکان استمرار حیات نیست. وقتى از بچگى، وقتى هم وارد شدند در مدرسه، توى مدرسه این را به گوششان خواندهاند، وقتى هم وارد شدند در جامعه هى این درگوششان خوانده شده است، در روزنامهها تبلیغ شده است، در مجلات تبلیغ شده است، همه جا این مطلب پیش آمده است که شما خودتان نمىتوانید خودتان را اداره کنید. اگر از دامن شرق فرار مىکنید به دامن غرب باید پناهنده بشوید. این اشخاص متدینى هم که نمازخوان هم هستند، متدین هم هستند، لکن این معنا در ذهنشان هست که ما چون شوروى الحاد ذاتى دارد واصلاً مبدائى قبول ندارد، ما اگر از او فرار کنیم و ناچاریم که یک جائى باید پیوند حاصل کنیم، باید به طرف غرب برویم و حالا آمریکاست. اینها نه اینکه غرضشان این است که مثلاً صدمهاى به اسلام وارد بشود، نه، اصلاً اینطورى پرورش پیدا کردهاند، اینطورى فکرشان این است، صلاح را این مى دانند. ولهذا خوب، در این خلال این گیرو دارهایى که در این دو سال اخیر بود و من در پاریس بودم - دیگر - اخیراً این مسائل را پیش میآوردند، اول که راجع به اینکه خوب، شاه حالا باشد و او سلطنت بکند و دیگر حکومتى بر او نباشد، مطابق قانون عمل بکند. خوب من مى دانستم که اینها اغفال شدهاند. من، یکى از همین محترمین اینها که آمد و این را طرح کرد، من گفتم خوب شما این مطلب را مىگویید که شاه باید سلطنت کند و حکومت کند و ما هم بیائیم این را قبول کنیم، خوب، شما این اطمینان را دارید که شاه این مسأله را زیر بار مىرود، یا اینکه اگر شما یک کلمه این مطلب را بگویید، خوب من هم مثل شما باورم بیاید و بیایم مصالحه کنیم با ایشان، تمام شماها را از بین خواهد برد. این دفعه ماند تویش، نتوانست جواب بدهد، واقعاً هم نمىشد جواب بدهد. اینها اینطورى پرورش پیدا کردند و مردم هم اینطورى مىخواهند همچو به این روش بروند ، منتها روشهاى مختلفى که دارند اینها، این روشهاى سیاسى مختلفى که دارند، به آن روشها اینطور مىکنند که ما را خداى نخواسته دوباره برگردانند به آن حال، نه به عنوان اینکه حالا شاهنشاهى در کار