صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠٤
حاضر هستند و همین حضور است که موجب این است که آسیب نبیند این انقلاب. اگر انقلاب مال یک حزبى بود یا مال یک گروهى بود و مردم حاضر نبودند در صحنه، آن انقلاب دوام نداشت و همیشه باید حفظش با سرنیزه بشود. آنهائى که انقلاب کردند در جاهائى یا شورش کردند، بعدش حفظ انقلاب را باید با سرنیزه بکنند. ایران حفظ انقلاب را با افراد مؤمن کرد و الان هم به دست افراد مؤمن این انقلاب پیش مىرود. این انجمنهاى اسلامى که در سرتاسر کشور بعد از انقلاب یکدفعه جوشید و از متن مردم بیرون آمد و همین طور کمیتهها، پاسداران و جهاد سازندگى همه اینهائى که الان در ایران مشغول به فعالیت هستند، اینها از باب این است که کشور را از خودشان مىدانند مثل رژیم سابق نیست که این توهم را یا این واقعیت در کار باشد که خوب ما براى چه کسى فعالیت کنیم، براى آمریکا فعالیت کنیم؟ آنها دارند همه چیز ما را مىبرند و در همه ارگانهاى ما مستشار دارند و چپاولگر، ما چرا خدمت بکنیم و دیگران و اجنبى منافع را ببرند. از این جهت مردم بىتفاوت بودند و یا یک مخالفى بودند که کارشکنى مىکردند براى دولت هاى غاصب، اما حالا وضع یک وضع دیگرى است. شما مىبینید که حکومت از خود مردم است و اگر شما شکل و شمایل وزراى این حکومت را تماشا کنید و سوابق زندگى آنها را، مىبینید که حتى یک نفر از آنها شبیه به این افرادى که در زمان طاغوت بود نیستند، اینها چهرههایى هستند از خود ملت و چهرههایى هستند که از توده مردم هستند. دیگر سلطنههانیست در کار و ملکها در کار نیست و امثال ذلک. اگر شما یک مجلهاى که چند روز پیش از این آوردند پیش من و من دیدم هیات وزراى زمان طاغوت را وهمه آن زمانهایى که بودند یک هیات وزرائى بود که همه جزء ملکها و سلطنهها و همه از آن طاغوتها بودند و یک تشکیلى کرده بودند که جامع بود بین اشخاصى که خائن بودند، اگر خائن هم نبودند از طبقه بالاى کشور بودند، یعنى آن طبقه مرفه بالانشین. همین طور مرسوم شده بود از اول تا این زمان که باید حتماً آنهائى که به وزارت مىرسند از توده مردم نباشند باید به قول خود آنها از طبقه ممتاز، ممتاز به نظر آنها یعنى ثروتمند، یعنى یال و کوپال دار، یعنى اطرافى دار و داراى پارکهاى بزرگ و زمینهاى زیاد، تا اینطور نبودند، لیاقت نداشتند که در یک حکومتى وارد بشوند و اگر یک وقت فرض کنید از دستشان در برود و یک کسى که از آنها نباشد، این هم وارد بشود این یک امر نادرى بوده است و شاید براى بازى دادن مردم بوده. لکن امروز شما هر یک از اینهائى که متصدى در کارها هستند وقتى ملاحظه کنید مىبینید که از همین خود مردم هستند. رئیس جمهور یک شخصى است پسر بنى صدر همدانى، یک ملاى همدان، حالا هم که هست از آن یال و کوپال دارها نیست و از خود مردم است. نخست وزیر هم که مىبینید که کسى است که در آن دوره آنقدر زجر کشیده است و از خود این مردم است و همین طور سایر اشخاصى که در این ارگانهاى دولتى هستند. الان ما نمىتوانیم بگوئیم که یک دولتى است و یک ملتى. الان یک دولتى است که بعضى از آنها را خود مردم روى کار آوردند براى اداره کشور، از خودشان است. مردم اینها را از خودشان مىدانند و لهذا آنطورى که در سابق بود که هیچ یک از مردم الا آنهائى که در اطراف