صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨
انسان از اول اینطور نیست که فاسد به دنیا آمده باشد از اول با فطرت خوب به دنیا آمده، با فطرت الهى به دنیا آمده، کل مولود یولد على الفطره که همان فطرت انسانیت، فطرت صراط المستقیم فطرت اسلام، فطرت توحید است، این تربیتهاست که یا همین فطرت را شکوفا مىکنند و یا جلوى شکوفائى فطرت را مىگیرند، این تربیتهاست که یک کشور را ممکن است به کمال مطلوبى که از هر جامعه انسانى است برسانند و یک کشور، کشور انسانى باشد، کشور مطلوب اسلام باشد و همین تربیتها یا تعلیمهاى بدون تربیت ممکن است که اینها را در آنوقتى که مقدرات یک کشورى دست آنهاست و همه چیز کشور به دست آنهاست، کشور را به تباهى بکشند، و شما آقایان معلمین و همه معلمهائى که در سرتاسر کشور هستند و همه اساتیدى که در دانشگاهها هستند مسؤولند نسبت به این امانتى که خداى تبارک و تعالى و اولیاء اطفال و اولیاى اینها به شما سپردهاند، همه مسؤول هستید. گمان نکنید شما یک، ده نفر، پنجاه نفر پیش شما هست و شما آن پنج نفر یا ده نفر، یا پنجاه نفر را تعلیم مىدهید و ممکن است که خیال کنید که این عده چیزى نیستند، دیگران کارها را انجام بدهند. ممکن است در بین همین ده نفر، همین پنجاه نفر که شما تعلیم مىدهید، یک شخصى پیدا بشود که بعدها بشود، یک مقام عالى داشته باشد، رئیس جمهور یک مملکت بشود، نخست وزیرش بشود، مراتب عالیه کشور دست او بیاید. اگر چنانچه همین یک نفرى که پیش شما بوده و بعد هم رفته پیش کسان دیگر تا رسیده به آن آخر یک تربیت فاسدى بشود، یعنى یا تعلیمى باشد و هیچ کارى به این نداشته باشند که این باید تربیت انسانى هم بشود، یا خداى نخواسته معلم منحرفى باشد و این کودک از اول و بعد هم در مراتب دیگر تحت یک تربیت انحرافى واقع بشود، ممکن است همین یک نفر یک کشور را به باد فنا بدهد.
رضاخان هم یک نفر بود وقتى هم که آمد به تهران یک نفر آدمى بود که در یک فوجى، در یک چیزى یک منصب کوتاهى داشت، لکن دریافته بودند آنهائى که مىخواستند با قلدرى این مملکت را چپاول کنند که این اهل این کار است، از این جهت او را فرستادند. ممکن است که از زیر دست شما اگر تربیت یک تربیت صحیح نشود یک رضاخان بیرون بیاید، یک محمد رضا بیرون بیاید شما که نمىدانید که این آدمى که پیش شما ولو حالا فرض کنید که از این کشاورزى است، بچه کشاورزى است یا بچه کاسبى است آمده، شما که اطلاع ندارید که این بچه کشاورز و کاسب بعدها چه خواهد شد.
رضاخان هم یک آدمى بود که بچه یک نفر آدم پائینى بود، لکن چون تربیت، تربیت انسانى نبوده است و اسلامى نبوده است، یک نفر آدم که فاسد از کار در آید یک کشور را به سالهاى طولانى به فساد مىکشد، چنانچه شما دیدید که این پدر و پسر از باب اینکه تربیت انسانى و اسلامى نداشتند، با اینکه یک نفر بودند، لکن یک مهرهاى که خارجى ها او را تقویت مىکردند. پس شما گمان نکنید که من یک بچه کاسبى پیش من هست و این چیزى نیست، مىرود کاسب مىشود، یا یک بچه فرض کنید کشاورزى پیش من هست، این هم گمان نکنید، شما فکر این را بکنید که این بچه ممکن است یک