صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٤
هر جا یافتید علم را، حتى از هر کافرى یافتید، آن را بگیرید، اما باید بگیرید و در خدمت اسلام و کشور باشد، نه علم را بگیرید و بر ضد کشور خودتان استعمال کنید. ما مىخواهیم یک دانشگاهى داشته باشیم و یک کشورى داشته باشیم که این وابستگى مغزى ما را که مقدم بر همه وابستگىها و خطرناکتر از همه وابستگىهاست نجات بدهد. ما اساتید دانشگاهى را مىخواهیم که آن اساتید بتوانند مغزهاى جوانهاى ما را مستقل بار بیاورند، غربى نباشند، شرقى نباشند، رو به غرب نایستند، آتاترک نباشند و تقى زاده هم نباشند. ما مىخواهیم یک دانشگاهى داشته باشیم که بعد از چند سال دیگر تمام حوائج خودمان را، خودمان تحصیل کنیم. ما با تخصص هیچ مخالفتى نداریم و آن چیزى را که ما با آن مخالفیم وابستگى مغزهاى جوانهاى ما به خارج، شرق و غرب است که دانشگاههاى ما الا عده معدودى یا در صدد نبودند که این وابستگى را بردارند یا در صدد بودند که وابسته کنند این مغزها را به خارج. ما مىخواهیم که اگر چنانچه مرضى پیدا کردیم اینطور نباشد که بگویند باید حتماً بروید به انگلستان، حتماً بروید به آمریکا، ما مىخواهیم که همانطورى که یک آمریکائى اگر مریض شد به ایران نمىآید و یک انگلیسى اگر مریض شد به ایران نمىآید، یک ایرانى هم اگر مریض شد، جاى دیگر نرود. ما یک همچو تخصصى مىخواهیم که جورى بار بیاورد کشور را و جوانهائى که در رأس امور کشور هستند جورى بار بیاورد که اینها مغزهایشان وابسته نباشد و فکرى جز اسلام و ایران در سرشان نباشد. ما با تخصص مخالف نیستیم، انجمنهاى اسلامى هم همین طور کدام انجمن اسلامى مىتواند با تخصص مخالف باشد؟ کدام انجمن اسلامى مىخواهد که تمام جوانهاى ما در رشتههاى مختلف متخصص باشند و خودکفا باشند؟ همه مىخواهند، لکن دانشگاههاى زمان سابق را دیدید که ما بعد از چندین سال، سالهاى طولانى که دانشگاه داشتیم، آنوقت یک کسى که به عنوان رئیس مملکت خودش را جا زده بود و آن شاه مخلوع بود، براى آپاندیس یکى از بستگان خودش از خارج آدم آورد و طبیب آورد که عمل کند، براى اینکه او در مغز پوکش مىدانست این معنا را که جورى این ایران را وابسته کرده که خودشان از عهده این معنا بر نمىآیند و اگر برآیند هم باید کارى کرد که به همه ملتها فهماند که ما هیچ نیستیم، ما حتى عمل آپاندیس هم بعد از مدت دانشگاه نمىتوانیم انجام بدهیم. ما مىخواهیم این فکر را از توى کلهها بیرون کنیم. انجمن اسلامى باید در صدد این معنا باشند که این فکر را از اذهان بیرون کنند و خودشان را بیابند بعد از اینکه در قرن تقریباً خودشان را گم کرده بودند. ما مىخواهیم طورى باشد و افرادى تربیت بشود که کتاب قانون او در اروپا الان هم مورد استفاده است، نه اینکه کسى باشد که، اشخاصى باشند که الفباى مسائل اسلامى را نمىدانند و تا صحبت مىشود مىگویند اسلام نمىتواند. ما یک همچو دانشگاهى مىخواهیم که با همطراز با حوزههاى علمیهاى که وابستگى هیچ روز نداشتهاند با خارج و اگر یک کس، یک نفر، دو نفر وابستگى داشتند، رسوا هستند. ما مىخواهیم دانشگاهى باشد که همفکر باشد با دانشگاههاى علمیه قدیمى که آنها هیچ روز وابسته به خارج نبودند و اگر فردى یا افرادى از آنها منحرف بودند، در بین آنها رسوا بودند. ما مىخواهیم یک همچو مطلبى تحقق پیدا بکند.