صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٨
دیگر است، جنتى است، الجنه مال همه انشاءالله، لکن وقتى به آنجا رسید جنتى است دیگر، دیگر دل جاى دیگر نمىرسد پس دنبال چه مىگردید شماها که با قلمتان با زبانتان، با چهتان کوشش مىکنید که مثلا یک چیزى دستتان بیاید شما خیال مىکنید که درست مىشود مطلب دستتان که آمد دیگر مطمئن مىشوید نه وقتى دستتان آمد زیادتر متزلزل مىشوید نگرانىها بیشتر مىشود براى این درویشى که یک گوشهاى نشسته و فرض کنید که یک لقمه نانى پیدا مىکند تشویش خاطر کمتر است از رئیس جمهور آمریکا. او تشویش خاطرش زیادتر است نا آسودهتر است، متزلزلتر است، نگرانتر است. انسان خودش حجاب است اگر خودتان را از بین برداشتید تمام نگرانىها تمام مىشود کارى بکنید نگرانىها رفع بشود نه زیاد کنید نگرانىها را. هر چه بروید جلو نگرانىها زیاد مىشود کارى بکنید که این پردههائى که بین شما و بین خداى تبارک و تعالى است اینها ریخته بشود و پرده بزرگ خودتان هستید، انسان خودش حجاب است، تو خود حجاب خودى. فکر بکنید بخواهید اطمینان قلبى پیدا کنید، بخواهید آسایش داشته باشید نه تزلزل و نگرانى انسان در همین دنیا هم این نگرانىها، تو جهنم انسان را نگه مىدارد این نگرانىهائى که براى انسان است اینها یک بعدى از جهنم است کوشش کنید این نگرانىها رفع بشود، رفع شدن نگرانىها به این نیست که یک پست اگر دارید دو تا داشته باشید، نه اضافى نگرانى است. کارى بکنید که این وحشت نفسى که در انسان هست، این نگرانى و این چیزهائى که دنبال این خودخواهىهاست، اینها رفع بشود، خودتان را از بین بردارید خودتان حجابید اگر خودتان را از بین برداشتید تمام نگرانىها تمام خواهد شد. همه این نگرانىها را آدم خیال مىکند که من دارم کوشش مىکنم و مىخواهم در این پست باشم. براى خدا مىخواهم این کار را بکنم این خیالاتى است که انسان مىکند، انسان چون خودش را خیلى دوست دارد، خیال مىکند که هر کارى که مىکند خوب است و هر کارى که مىکند براى خداست، لکن اگر خودش را عرضه کند به یک کسى که خدا را مىشناسد، آنوقت به او مىفهماند که نه کار تو براى خودت بوده همه کارها براى خودت است اگر رسیدى به آنجائى که این خود را کنار بگذارى و کار بکنى این کار را براى خود نیست قهراً وقتى خود نباشد دیگر نزاع هم نیست دعوا هم نیست. انبیا با هم نزاع نداشتند، همه انبیا اگر جمع بشوند در یک جائى با هم هیچ اختلافى ندارند براى اینکه وجهه، وجهه واحد است و خود کنار رفته است دیگر خودى در کار نیست. جزنا و هى الخامده این در روایتى است که مىفرماید که ما از این صراط این صراط را مىگویند که در متن جهنم است یعنى رو نیست که اینکه آب از زیرش مىرود وسط است مثل یک پلى که وسط آب غرق شده باشد پل در آن، صراط محیط هست جهنم بر صراط و شما باید از آنجا عبور کنید نه اینکه آن بالا هست و ما مىافتیم تویش خیر، وسط است اگر چنانچه توانستید عبور کنید. مؤمن وقتى که مىخواهد عبور کند عبور باید بکند، جهنم هم هست برایش لکن جهنم صدا مىکند که نور من را دارى از بین مىبرى زود رد شو. در روایات ماست که انبیا، که ائمه علیهم السلام فرمودهاند این راجع به همه اولیاست دیگر، که ما از