صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٩
و قلمها و گفتارها به راه مىافتد براى محکوم کردن او، چرا؟ براى اینکه این کار به نفع فلان دسته بوده است و به ضرر فلان دسته، از دوستان حاصل شده است یا از رقیبان؟ اگر از دوستان حاصل شده است خوب است، هر چه مىخواهد باشد. خوبى را براى دوستان مىخواهیم، نه خوبى را براى خوبى، عدالت را براى عدالت نمىخواهیم عدالت را براى دوستان مىخواهیم. دیگرانى که در مقابل ما ایستادهاند و ما آنها را رقیب حساب مىکنیم هر چه کار خوب از آنها صادر بشود بد نمایش مىدهیم، قلمها به کارافتد و انتقادها پیش مىآید، وقتى همین کار از دوستان ما پیدا مىشود، هر چه مىخواهد باشد، قلمهایتان به کار مىافتد و از او تأیید مىکنید. پس عدل را براى عدل نمىخواهید، حق را براى حق نمىخواهید. حق را اگر کسى براى حق بخواهد اگر چنانچه حق بر ضد خودش هم هست آن را باید بخواهد و دوست داشته باشد و اظهار کند و باطل را اگر از خودش هم صادر شده باشد باید مبغوض او باشد و اقرار کند. آیا اینهائى که بنا دارند صحبت بکنند، حق را براى حق مىخواهند و باطل را براى باطل نمىخواهند؟ یا حق را براى خودشان مىخواهند و باطل هم اگر از خودشان یا دوستان خودشان صادر بشود حق جلوه مىدهند؟ و حق اگر چنانچه از رقباى خیالى خودشان حاصل بشود، آن را باطل اگر هم باشد، حق هم اگر باشد، باطل جلوه مىدهند. انسان نمىتواند به این زودى از شر خودش که از شر شیطان بالاتر است فارغ بشود، لکن مىتواند قلم خودش را کنار بگذارد، مىتواند زبان خودش را کنار بگذارد، مىتواند قبل از اینکه مىخواهد صحبت بکند ببیند که روى چه مبادى صحبت مىکند، چه مبادى او را وادار کرده است به اینکه صحبت بکند. این مسألهاى است که عمومى است، در همه جاست. هر کارى صادر بشود از خودم، این خوب است، میزان من هستم - من هر کار خوبى است - هر کارى از خود من صادر بشود چون میزان من هستم خوب است و هر کارى از رقیب من حاصل بشود بد است براى اینکه رقیب من است، هر چه هم خوب باشد، کار خوب رقیب، بد است و کار بد من، خوب است این یک مسأله و یک بیمارى است در انسان که معالجه او را با زحمت مىشود کرد و باید انسان پیش اشخاصى که مىتوانند معالجه کنند، خودش را معالجه کند، پیش اطباء روح برود و خودش را معالجه کند، قبل از اینکه دست به قلم بزند و قبل از اینکه زبان باز کند توجه به حال خودش بکند و توجه به مسائل سیاسى، اجتماعى، امورى که الان ما مبتلا به آن هستیم، ببیند که آیا این صحبت در سطح کشور یک تشنجى ایجاد مىکند؟ چماقها را ایجاد مىکند یا آرامش را ایجاد مىکند؟ ببیند که این روزنامه، این قلم، آرامش در این کشور که الان لازم است ایجاد مىکند یا تشنج ایجاد مىکند؟ اگر چنانچه ایجاد کرد، این روزنامه چماق است و آن گفتار چماق است و اگر آرامش در مردم ایجاد کرد این رحمت است و این مشکور است پیش خداى تبارک و تعالى.
بزرگترین معصیت امروز در کشور ما ایجاد اختلاف است
خدا را در نظر بگیرید، اى گویندگان! اى نویسندگان! اى کارکنان مملکت! اى کارمندان ادارى