صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧١
هم شدند به واسطه اینکه قشرهاى مختلف مقاصد مختلف دارند بعد از پیروزى شروع به مخالفت مىکنند. ما دیدیم این معنا را که بعد از اینکه ملت ایران پیروز شد آن جبههها و آن گروههائى که در آنوقت مخالفتى نمىکردند بعد از پیروزى براى بهرهبردارى، بهرهبردارى و براى اینکه این مسأله معجزهآمیز را هر کدام به خودشان نسبت بدهند آنها به مخالفت برخاستند. در کردستان دمکراتها حساب مىکردند که ما دخالت داشتیم در پیروزى و ما باید الان چه بکنیم و در جاهاى دیگر گروههاى مختلف چه گروههائى که در تهران بودند و چه گروههائى که پخش بودند در همه ایران، آنها هم بپاخاستند و مخالفت کردند و آن وحدت کلمه را شکستند. به امید اینکه ما عمل کردیم و ما پیروز شدیم و ما بهرهبردارى باید بکنیم، هر کدام به خیال این افتادند که باید ما از بین ببریم دیگران را و ما باشیم، و این براى این است که اشخاصى که در آنوقت یا گروههائى که در آنوقت اظهار وجود نمىتوانستند بکنند براى آن موج بزرگ، یا نمى خواستند بکنند براى اینکه آن رژیم ساقط بشود، بعد از اینکه پیروز شدند ملت، هر طایفهاى سر بلند کرد و پیروزى را به اسم خودش خواست ثبت بکند. یک دستهاى مىگفتند که ما بودیم که قیام کردیم. در همین دو روزه، در روزنامهاى بود که یا در خبرگزارىهاى خارجى بود که این پیروزى را کمونیستها به دست آوردند. این براى این است که بهرهبردارها و میوهچینها در بین ملت پخش هستند و خودشان کنار مىنشینند و نظر مىکنند ببینند کى پیروز شد، اگر چنانچه جمهورى اسلامى پیروز شد اینها بیایند بگویند ما بودیم که این جمهورى اسلامى را درست کردیم، اگر چنانچه اجانب پیروز شدند بگویند که ما بودیم که این پیروزى را براى شما تحصیل کردیم، اگر شرق پیروز شد بگویند ما کمونیست حقیقى هستیم، اگر غرب پیروز شد بگویند که ما شبیه کمونیست بودیم و با شما موافق بودیم. وقتى که پیروزى حاصل مىشود هم براى اینکه این نقش بزرگى پیروزى را هر طایفهاى براى خودشان ثبت کنند و هم براى اینکه این بهرههائى که پیروزى پیدا مىکند و آن پیامدهائى که دنبال پیروزى است براى خودشان ثبت کنند و بهرهگیرى کنند به مخالفت مىایستند، چنانچه اگر این پیروزى نبود و شکست بود آنوقت هم یک مخالفتهائى بود و آن اینکه مىخواستند ننگ شکست را به دیگرى نسبت بدهند، لکن این مخالفت دوم طولانى نمىشد براى اینکه آن ننگ را یک دفعه که هیاهو مىکردند که این ننگ به عهده مثلاً فلان طایفه است یا به عهده فلام طایفه است، ریشهدار نبود و تمام مىشد. لکن در پیروزى طمعها زیاد است، در پیروزى آمال و آرزوها زیاد است، براى بهرهبردارى و براى ثبت پیروزى در تاریخ به اسم خودشان، دمکرات مىگوید که ما بودیم، کمونیست مىگوید که ما بودیم و اشخاص هم ممکن است که هر کدام ادعا کنند که نخیر، ما پیروزى را تحصیل کردیم در صورتى که کسانى که چشمشان را باز کنند مىدانند که ماها هیچ دخالت نداشتیم، این ملت و ارتش و سپاه و سایر قوایى بودند که با هم متحد شدند و این پیروزى را به دست آوردند.
و یک نکتهاى را که باید به شما آقایان و همه ارتشىها و همه قواى مسلح و همه کسانى که دستاندر کار هستند در این کشور، تذکر بدهم و او این است که هیچ چیز، هیچ صفتى در انسان از