صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٠
رشتهاى که تعلیم واقع مىشود، اگر چنانچه در آن رشته خداى نخواسته انحراف ایجاد بشود، معلمین یا اساتیدى باشند که انحراف ایجاد بکنند، هم خودشان شریکند در این جرمهائى که از آنها صادر مىشود و هم کشورشان به تباهى کشیده مىشود به حسب امکان، این همچو نیست که وظیفه شما آقایان که معلم دینى هستید، این باشد که تربیت کنید، شما باید این عدهاى که در دست شماست، تعلیم کنید و اهمیت تربیت را از تعلیم بیشتر بدانید.
اگر انسان فقط بندگى خدا را بپذیرد هر کارى انجام بدهد عبادت است
تربیت کنید آنها را به اخلاق انسانى، اخلاق اسلامى و به توجهات آنها را به خدا بدهید و آنها را از این فسادهایى که در جامعههاى منحط واقع مىشود، بپرهیزانید و به آنها تذکر بدهید که اگر چنانچه شماها یک تربیت اسلامى انسانى داشته باشید، هم براى خودتان سعادت است، هم براى کشورتان سعادت است باید شما اینها را از آن طبیعت منحطى که انسان را به انحطاط مىکشد، آن حب جاه و حب مال و حب منصب احتراز بدهید، اینها را از آن چیزهایى که خار راه انسان هستند، مانع ترقى انسان هستند احتراز بدهید، به آنها بفهمانید که انسان تا سرش توى این آخور طبیعت است انسان نیست. اینهائى که همه توجهشان به این است که چیزى به دست بیاوریم و یک زندگى رفاه درست کنیم، اینها توى آخور طبیعت سرشان هست و در آخر هم مثل یک حیوانى که در آخور سرش هست محسوب مىشود. شماها باید به اینها بفهمانید که زندگى شرافتمند زندگى است، زندگى انسانى، زندگى شرافتمند است، باید شما آنها را از عبودیت غیر خدا باز دارید و به عبودیت خدا، به بندگى خدا آنها را تربیت کنید اگر چنانچه از راه عبودیت خدا انسان وارد شد در جامعه یا نظر انداخت به امور، این از این راه و از این کانال وقتى واقع شد، وارد شد، کارهایش همه الهى مىشود انسان اگر عبودیت خدا را فقط، بندگى خدا را فقط بپذیرد و از عبودیت سایر چیزها یا سایر اشخاص احتراز کند، از کانال عبودیت خدا در دنیا وارد بشود، در طبیعت وارد بشود، از کانال عبودیت خدا مدرسه برود، در وزارتخانه وارد بشود، در جامعه وارد بشود، هر کارى که انجام بدهد عبادت است، براى اینکه مبداء عبودیت خداست. شما ملاحظه کردید که در قرآن شریف و همین طور در نماز وقتى که مىخوانید نماز را، نسبت به رسول اکرم عبده و رسوله عبد را بر رسالت مقدم داشتند و ممکن است که اصل این اشاره به این باشد که از کانال عبودیت به رسالت رسیده است، از همه چیز آزاد شده است و عبد شده است، عبد خدا نه عبد چیزهاى دیگر، دو راه بیشتر نیست یا عبودیت خدا یا عبودیت نفس اماره، این دو راه است، اگر انسان از عبودیت دیگران آزاد بشود و عبودیت خدا را بپذیرد که لایق این است که انسان عبد او باشد کارهایى که انجام مىدهد، انحراف ندارد. یعنى انحراف عمدى نخواهد کرد. تمام اینهائى که انحرافى هستند چه عقاید انحرافى و چه اعمال انحرافى و چه قلمهاى انحرافى، چه نطقهاى انحرافى است، اینها براى این است که از کانال عبودیت الله عبور نکردهاند اینها بنده هواهاى نفسانى هستند. این بچههاى کوچک که در دست معلمین درجه پائین به اصطلاح در درجهاى