صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨٧
مسأله این است که آنها احتیاط کردند، ما این احتیاط را بکنیم بلکه انشاءالله به هم بخورد این اوضاع، باز یک دو سالى تزلزل بشود یک راه مفرى براى آمریکا پیدا بشود که ما را درست بتوانند تربیت کنند، ما که نمى توانیم خودمان را اداره کنیم، خودمان را، بیایند ما را اداره کنند. این مسائل را پیش آوردند و من مى خواهم به شما آقایان بگویم که بیدار باشید و هشیار، دشمنهاى شما پشت همین دروازههاى تهران و دروازههاى ایران هستند و در داخل این کشور هم دشمنهاى ایران هستند، یک دسته دشمن نیستند، از روى نادانى کار دشمن را مىکنند، یک دسته هم دشمنهاى سرسخت هستند که مىخواهند که این جمهورى اسلامى نباشد، هر چه مىخواهد باشد، جمهورى باشد، جمهورى دموکراتیک باشد، جمهورى هر چه مىخواهد باشد ، جمهورى خلق باشد، اسلام تویش نباشد، براى اینکه اگر جمهورى اسلامى شد و قانون، قانون اسلامى شد، دیگر براى آن اربابها راهى پیدا نمىشود و آنوقت به عقیده این آقایان ما دیگر باید از لشکر تمدن و کشورهاى متمدن کنار بگیریم حتماً، یا ما باید کلاه آمریکا را سرمان بگذاریم یا کلاه شوروى را سرمان بگذاریم و اگر این نشد، دیگر ما مرتجع هستیم و باید کناره گیریم، منزوى دیگر هستیم. این یک اشتباه است که آقایان دارند و اینها را ترساندهاند از اول، اینها بچه ترس شده اند، از اول نمىدانند که مسأله چیست، نمىدانند قدرت اسلام چیست، نمىدانند قدرت یک ملت چیست. یک ملت هر چه محدود باشد، هر چه جمعیتش کم باشد، لکن وقتى خواست یک ملتى یک چیزى شد، ابرقدرتها اگر بخواهند خلاف این خواست بکنند، به ضرر خودشان است براى اینکه آنها یک کشورى مى خواهند آباد باشد، بازار باشد، چیزهایش را ببرند. همین طورى که نمىخواهند یک بیابان را بگیرند و اینها میدانند که اگر یک کشورى همه افراد ملتش یا اکثر افراد ملتش ایستادند، در مقابل همه ناگوارىها ایستادند، اینها دیگر هوس اینکه بیایند و بزنند و بکشند و از بین ببرند ندارند، اینها نقشه مىکشند که اینها را از باطن خراب بکنند. افرادى که نقشه را خوب بلد هستند، آنها مىآورند تو کار تا اینکه بساط را به هم بزنند. شماها باید هشیار باشید.
این نقشهاى است که امور سیاسى را وارد کنند در ارتش، شما هم افکارتان بیاید سراغ حزب بازى
و وظیفه هر نظامىاى و هر پادگان این است که امور سیاسى در او حکومت نکند، براى اینکه سرباز اگر وارد شد در امور سیاسى، سربازیش را از دست مىدهد. یک سربازى که افکارش را متوجه بکند به اینکه کى جلو باشد، کى عقب باشد، چه جور بشود، چه جور بشود، فلان گروه چه بشود، فلان گروه چه بشوند، این دیگر سرباز اسمش نیست، این یک آدم سیاسى است که کلاه سربازى را غصب کرده. باید شما همه توجه کنید، سران ارتش و همه قواى مسلح باید موظف باشند به اینکه حفظ کنند تمام ارتش را از اینکه وارد در امور سیاسى بشود، ورود در امور سیاسى همان و حیثیت ارتش از بین رفتن همان. امور سیاسى در ارتش از هروئین بدتر است. چطور هروئین انسان را چه مىکند، از بین مىبرد، امور سیاسى هم براى ارتش، باطن ارتش را از بین مىبرد، دید ارتش را از بین مىبرد. از این