صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨١
است که مىتواند یک ملتى به تباهى کشیده بشود. این دانشگاه و تربیت دانشگاهى است که جوانهاى ما را یا طرف غرب مىکشد یا طرف شرق مىکشد و آنها را از خودشان تهى مىکند و وجهه آنها را متوجه به غرب شرق مىکند تا اینکه یا شرق غلبه کند و تمام جهات ایران را و شرق را و تمام بلاد مسلمین را از بین ببرد یا غرب غلبه کند و همه فرهنگ و چیزهاى دیگرى را از ما بگیرند و به جاى آن یک مغز شرقى یا یک مغز غربى بنشانند و ملت ما را به تباهى بکشند. لکن بحمدالله ملت ما بیدار شده است و ملت ما اجازه این امورى که به نفع شرق است یا به نفع غرب است نمىدهد و ملت ما توجه پیدا کرده است به اینکه از دانشگاه است که مىتواند یک کشورى کشور مستقل باشد و از دانشگاه است که مىتواند یک کشورى کشور وابسته باشد.
البته باید آقایان دانشجویان و علماى دانشمند دست به هم بدهند و هر چه زودتر دانشگاهها را به طریقه اسلامى، به طریقه ملى، دانشگاهى که مال خود ملت باشد، دانشگاهى که مال خود ملت اسلامى باشد، زودتر باز بشود و دست اشخاصى که مىخواهند این دانشگاه را به طرف شرق بکشند یا به طرف غرب بکشند اینها را کوتاه کنند و مقدرات دانشگاه را معلمین و اساتید اسلامى به دست بگیرند و دانشگاه یک دانشگاهها ملى براى ملت باشد نه اینکه زحمت را ملت بکشد و خرج دانشگاه را ملت به عهده بگیرد و یک دانشگاهى باشد که اشخاصى که از او بیرون مىآیند یا قبلهشان شرق باشد یا قلبهشان غرب باشد. باید دانشگاه باز بشود لکن با آن وضعى که باید با آن تربیتهاى اسلامى و ملى و انسانى باشد و اینطور نباشد که ما فقط مىخواهیم باز باشد. باز بود و پنجاه سال هم باز بود، چه اشخاصى را بیرون داد؟ همان اشخاصى را که ملت ما را به تباهى کشاندند و الان هم دست از سر این ملت بر نمىدارند. ما مىخواهیم که دانشگاهى باشد که ملت ما را مستقل و غیر وابسته به شرق و غرب درست بکند، نه ملت را به طرف شرق بکشد و نه ملت را به طرف غرب بکشد، یک ملتى مستقل با فکر مستقل، با دانشگاه مستقل که با استقلال دانشگاه کشور مستقل مىشود. یک دانشگاهى که با فیضیه دست به دست هم بدهند و شرق و غرب را کنار بزنند و خودشان براى مصالح کشور خودشان و براى مصالح اسلام عزیز خودشان عمل بکنند و نونهالان عزیز ما را طورى بار بیاورند که نه قبله آنها مسکو باشد و نه قبله آنها لندن باشد و نه قبله آنها واشنگتن، قبله آنها کعبه باشد و توجه آنها به خداى تبارک و تعالى باشد و اسلام را در آغوش بگیرند که استقلال آنها، عزت آنها در سایه اسلام است و اسلام براى علم آنقدر اجر قائل است که شاید دیگر مسالک آنقدر قائل نباشند. اسلام دانشمندها را آنقدر ارج مى گذارد که شاید سایر مسالک آنطور نباشد. در اسلام دانش بزرگترین چیز است لکن نه دانش آنطورى که ما را به تباهى بکشد، نه دانشمندان آنطورى که ملت ما را به آغوش غرب یا شرق ببرد. اسلام کوشش دارد که علم را در مغزهاى مستقل، در مغزهائى که به طرف شرق و غرب نیستند، در مغزهایى که به اسلام فکر مىکنند بار بیاورد و این استقلال است که مىتواند کشور ما را مستقل کند. استقلال کشور ما منوط به استقلال همین دانشگاهها و فیضیههاست. دانشگاه و فیضیه دست به دست هم بدهند و استقلال کشور خودشان را حفظ کنند و امید خودشان را از غیر دانشگاه اسلامى و