صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨٠
همانهایى که دانشگاه را مرکز فساد قرار داده بودند و همانهایى که قبله آنها غرب یا شرق بود، با اصلاح دانشگاه مخالف بودند. آنها خوف این را داشتند که مبادا دانشگاه یک دانشگاه اسلامى بشود تا اینکه دست شرق و غرب تا ابد از دانشگاه کوتاه بشود. یعنى از کشور کوتاه بشود. آنهایى که مىخواهند و مىخواستند که دست شرق یا غرب باز باشد و مصلحت شخصى خودشان را در این امر مىدانستند، کوشش کردند که با قلم و زبان محکوم کنند اصلاح و انقلاب دانشگاه را و شما اگر توجه کنید که چه گروههایى مخالفت با این امر کردند و باز هم مىکنند و باز هم اصرار دارند به اینکه دانشگاه به همان ترتیبى که سابق بود باز بشود، مىفهمید روش این اشخاص چه روشى است. ما از مسائلى که در کشور طرح مىشود، اشخاصى که آن مسائل را طرح مىکنند مىشناسیم. آنهایى که با - دانشگاه - انقلاب دانشگاه مخالف بودند با اسم اینکه دانشگاه را مىخواهند اینها اصلش ببندند و اینها نمىخواهند که دانشگاه در کار باشد مشغول به تبلیغات شدند. یک دسته از آنها همانها بودند که دانشگاه را سنگر قرار داده بودند و اتاق جنگ در دانشگاه به طورى که گفته مىشود ایجاد کرده بودند و یک دسته از آن غربزدههایى که به خیال خودشان اسلامى شدن دانشگاه و اسلامى شدن جوانما و اسلامى شدن دانشمندان ما با مقاصدشان مخالف بود اینها را طرد به ارتجاع کردند. مرتجعین یعنى آنهایى که نمىخواهند طرف شرق بروند که مرکز تمدن است به اصطلاح آنها و نمىخواهند طرف غرب بروند، که آنها هم طرف شرق و غرب، هر دو را بهتر مىدانستند از اسلام. آنها مىخواهند اسلام نباشد هر چه مىخواهد باشد، آنها مىخواهند که تربیتهاى اسلامى در دانشگاهها نباشد دیگر هر چه باشد مانعى ندارد، آنها مىخواهند که دانشگاه و فیضیه با هم مرتبط نباشد براى اینکه این ارتباط موجب اسلامى شدن دانشگاه مىشود و این ارتباط اسباب این مىشود که آن بدبینىهائى که در طول مدتهاى زیاد بین دانشگاه و طلاب علوم دینى حاصل شده بود از بین برود. وقتى این بدبینىها از بین رفت و دانشگاه در کنار فیضیه مشغول به فعالیت شدند، دست اینهایى که قبله شان شرق یا قبلهشان غرب است کوتاه مىشود. و لهذا با تمام قوا کوشش مىکنند و مىکردند که این دو قشر را از هم جدا کنند و بدبین کنند، وقتى این دو قشر از هم جدا شد و بدیین شدند به هم آنها کارهاى خودشان را هم طورى که مىخواهند انجام بدهند. الان هم دست برنداشتهاند از این مطلبى که مقصود اصلى آنهاست، الان هم آن قشرى که مىخواهد بدون اینکه یک ترتیب صحیحى در دانشگاه حاصل بشود، دانشگاه به هر طورى که هست باز بشود و هر طورى که مىخواهد باشد، همان مسائل سابق پیش مىیابد آن مردمى هستند که خودشان را در مقابل غرب یا در مقابل شرق باختهاند و ملت خودشان را مىخواهند یا فداى بلوک شرقى بکنند یا فداى بلوک غربى.
استقلال یک کشور بستگى به نوع تربیت دانشگاهى دارد
و باید دانشگاه آگاه باشد، توجه داشته باشد به این نقشهها و جوانهاى عزیز دانشگاهى ما اینها توجه داشته باشند به این مسائل، که از دانشگاه است که مىشود یک ملتى اصلاح بشود و از دانشگاه