صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٥
که براى من باشد، آن که براى من نباشد آن فاسد است. این یک چیزى است که در قلب همه هست، اختصاص به یکى و دو تا ندارد، هر کسى هر چیزى را براى خودش مىخواهد، همه مردم هر چیزى را براى خودشان مىخواهند، الا آنهائى که بالاتر از این طبقات هستند. وقتى اینطور شد، البته هر کس اینطور است، اما در مقام تدبیر امور یک مملکت و در مقام اداره یک مملکت باید همه شماها و همه کسانى که دستاندرکار هستند و همه ملت بپذیرند آن چیزى را که قوانین، قانون اساسى پذیرفته است، بپذیرند آن چیزى را که مجلس به آن رأى مىدهد و شوراى نگهبان آن را موافق قانون و موافق شرع مىداند، باید بپذیرند اینها را. اگر مىخواهید که از صحنه بیرونتان نکنند، بپذیرید قانون را. نگوئید هى قانون و خودتان خلاف قانون بکنید، بپذیرید قانون را، همهتان روى مرز قانون عمل بکنید و اگر همه روى مرز قانون عمل بکنند، اختلاف دیگر پیش نمىآید. همه اختلافات این است که یک کسى اینجا فرشش را انداخته، یکى هم اینجا فرشش را، اگر این روى فرش خودش بنشیند و آن هم روى فرش خودش بنشیند، دعوا ندارند. اما اگر این پایش را دراز کرد روى او، او پایش را کنار مىزند و او هم مىخواهد پایش را دراز کند اینجا، دعوا اینجا پیدا مىشود. دعواهاى ما دعوائى نیست که براى خدا باشد. این را از گوشتان همه بیرون کنید، همهتان عجیب هستید، همه ما از گوشمان بیرون کنیم که دعواى ما براى خداست، ما براى مصالح اسلام دعوا مىکنیم؟ خیر، مسأله این حرفها نیست، من را نمىشود بازى داد، دعواى خود من و شما و همه کسانى که دعوا مىکنند همه براى خودشان است. همه مىگویند پیش بده براى ما، همه مىخواهند تمام این قدرت چى چى، آخر من نمىفهمم چه قدرتى الان در کار هست. خوب محمدرضا اگر دنبال این مسائل مىرفت، مطلبى بود براى اینکه یک قدرتى بود، قدرت شیطانى بود، کسى حق نداشت یک کلمه بگوید، اما امروز که بقال سر محله مىآید و مىگوید که آقاى نخست، برادر نخست وزیر اینجا این کار درست نیست، برادر رئیس جمهور این کار درست نیست، این دیگر قدرتى نیست، یک برادرى است، یک دسته برادرند، یک دستهشان شانسشان آورده است آنجا نشستهاند، یک دسته بیچاره هم براى اینها سینه مىزنند، قدرت نیست که ما حالا براى یک قدرتى بیائیم. اینها تلبیسات ابلیس است که بر ما غلبه کرده است و این تلبیسات ابلیسى را اگر چنانچه مسامحه کنید، شما را به جهنم مىفرستد، در همین دنیا هم به تباهى مىکشد. در همین دنیا ایستاده است این تلبیس نفسانى و این شیطان نفس ایستاده است، تا آنجائى که همه چیز دنیا را به باد فنا بدهد. هیتلر حاضر بود تمام بشر از بین برود و خودش در آن قدرت بین همان آلمان باقى باشد، آن نژاد بالاتر و این چیزى که در مغز هیتلر است در مغز همه شما هست. خودتان غفلت کردید، در مغز همه این مطلب هست که هم بروند، و من. تا نروید سراغ اینکه یک انصافى در کار باشد، یک توجهى به خدا در کار باشد، یک حسابى در کار باشد که خودتان از خودتان حساب بکشید که من امروز مىخواهم چه بکنم، مىخواهم همه مملکت ایران را به هم بزنم براى اینکه من باشم و هیچ کس نباشد، نه، همه باشید و همه هم حفظ کنید مملکت را، همه باشید و همه روى قانون عمل بکنید، قانون اساسى را باز کنید و هر کس مرز و حد خودش را تعیین کند. به ملت هم بگویند به اینکه بابا ما، قانون اساسى ما براى دولت این را