صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٤
عرض کردم که این سال خوب است سال اجراى قانون باشد، باید حدود معلوم بشود، آقاى رئیس جمهور حدودش در قانون اساسى چى هست، یک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مىکنم، اگر همه مردم هم موافق باشند، من مخالفت مىکنم، آقاى نخست وزیر حدودش چقدر است، از آن حدود نباید خارج بشود، یک قدم کنار برود با او هم مخالفت مىکنم. مجلس حدودش چقدر است، روى حدودش خودش عمل کند. شوراى نگهبان حدودش چقدر است، قوه قضائیه حدودش چى است، قوه اجرائیه. قانون معین شده است، مىشود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم، غلط مىکنى قانون را قبول ندارى، قانون ترا قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسى پذیرفت که ما شوراى نگهبان قبول نداریم، نمىتوانى قبول نداشته باشى، مردم رأى دادند به اینها، مردم به قانون اساسى شانزده میلیون تقریباً یا یک قدرى بیشتر رأى دادند به قانون اساسى. مردمى که به قانون اساسى رأى دادند منتظرند که قانون اساسى اجرا بشود، نه هر کس از هر جا صبح بلند مىشود بگوید من، من شوراى نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسى را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رئیس جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم. نه، همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید ولو برخلاف رأى شما باشد، باید بپذیرید براى اینکه میزان اکثریت است و تشخیص شوراى نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان این است، همه ما باید بپذیریم. من هم ممکن است با بسیارى از چیزها، من که یک طلبه هستم مخالف باشم، لکن وقتى قانون شد و چیز شد، خوب ما هم پذیریم. بعد از اینکه یک چیزى قانونى شد، دیگر نق زدن در آن، اگر بخواهد مردم را تحریک بکند، مفسد فى الارض است و باید با او دادگاهها عمل مفسد فى الارض بکنند و اگر نه، رأى مىدهد آرام، با آرام هیچ کس مخالف نیست. شما مىگوئید که نخیر، اینکه گفتند اینها اشتباه کردند ولى ما در مقام عمل قبول داریم، اما رأیمان این است که اینجورى نیست اما در عمل هم ملتزم هستیم، این هیچ مانعى ندارد. البته مسائل اگر آن مسائل اسلامى باشد، اگر در رأى هم مخالف باشید، باید تو سرتان زد اما اگر یک مسائل سیاسى هست، مسائل چیزى هست مىگوئیم اینها اشتباه کردند، بسیار خوب، ممکن است یک میلیون جمعیت هم اشتباه بکنند این اشکال ندارد اما در عین حالى که اعتقادتان این است که اینها اشتباه کردهاند در عین حال باید بپذیرید، چاره ندارید. شما هم که وکیل شدید فرض کنید از تهران یا از جاى دیگر، خوب عده کثیرى مىگویند که این لیاقت نداشته است، این نباید، خوب نبود بشود اما حالا که اکثریت شد، پذیرفتهاند. این مردم بیچاره همه چیز را قبول دارند، این من و شما هستیم که هر جا برخلاف مصلحت ما باشد اساس را مىگوئیم قبول نداریم. هر جا، هر کس بر خلاف من است این اصلا مسلمان هم نیست و هر که با وفق من است اگر شمر هم باشد، این ابوذر است. این یک مطلبى است که در باطن ذات هر کس هست. اصلاح کنید خودتان را، در باطن ذات همه هست که آن که با من خوب است، خوب است و آن که با من بد است، بد نه آن که به حسب حکم خدا خوب است و به حسب واقع خوب است، نخیر، آنى که با من خوب است آن میزان است، آن قانون میزان است که براى من باشد و آن مجلس میزان است که براى من باشد و آن ارتش میزان است