صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٨
انسان گرفتار بشود به عصبانیت و - عرض مىکنم - غیض و غضب کردن، نه مىتواند حق را به دست بیاورد و نه مىتواند باطل را ردش کند. مهم در همه افراد و خصوصاً شما آقایان که در مجلس هستید و مجلس مبداء همه چیزهایى است که در کشور واقع مىشود مهم این است که در مقام بیان مسائل ورود مسائل، انتقاد و تکذیب به آنجا نرسد که از قوه عقلیه کنار و با قوه غضبیه انسان وارد میدان بشود. اگر یک کسى هم فرض کنید یک از زبانش یک مطلبى بر خلاف شما صادر شد اگر شما بروید و مطلب را منطقى صحبت کنید، با داد و فریاد و خداى نخواسته حرف زشت زدن کار درست نمىشود جز اینکه اگر خداى نخواسته این امور تکرار بشود در مجلس، کم کم، هیچ امر فاسدى یکدفعه سراغ آدم نمىآید، شیطان باطنى انسان بسیار استاد است و او این همچو نیست که ابتدا انسان را به فساد بکشد، ابتدا قدم کوچکى را وا مىدارد که انسان بردارد، این قدم که برداشت فردایش یک قدم یک قدرى بلندترى، انسان را یواش یواش به فساد مىکشد.
شیطان باطنى با کمال استادى انسان را به تباهى مىکشد همه اینهائى که مىبینید فاسد شدند اینطور نبودند که اینها از اول به این درجه از فساد بودند، بلکه کل مولود یولد على الفطره و اینطور هم نبودند که یکدفعه جهش کرده باشند از یک مرتبهاى به مرتبه بالاى فساد، اینطور هیچ وقت نبوده است، این به تدریج واقع شده است. اینهائى که دیکتاتور شدند اینها اینطور نبوده است که از اول دیکتاتور زائیده شده باشند، آنها هم مثل سایر مردم، بعد هم وقتى که به مقامى رسیدند اینطور نبوده که از اول دیکتاتورى کرده باشند، لکن قدم به قدم، ذره ذره رو به دیکتاتورى رفتند یک وقت هیتلر از کار درآمدند، یک وقت استالین از کار درآمدند. شیطانى که در باطن انسان است با کمال استادى انسان را به تباهى مىکشد. اگر از اول بگوید که تو بیا برو یک آدمى را بکش، هرگز نخواهد رفت. این از اول انسان را وادار مىکند که این آدم چطور است، یک غیضى به او بکن، بعد یک قدرى زیادتر تا کم کم مهیا مىکند انسان را از براى اینکه آدم هم مىکشد. همه اینهائى که فاسد هستند به تدریج فاسد شدند، هیچ کس یکدفعه فاسد نشده است و هیچ یک از ماها هم باید تصور نکنیم که مأمون از این هستیم که فاسد بشویم. همه در معرض فساد هستیم، همه ما دست به گریبان شیطان است و خصوصاً شیطان نفس، همه گریبانمان به دست اوست، هیچ کس هم از ابتدا فاسد فاسد نبوده است و هیچ کس هم مأمون نیست از اینکه از به فساد و به دام شیطان نیفتد. اگر کسى مراقب حال خودش باشد، توجه به مسائل انسانى داشته باشد، با مراقبت و با اینکه خودش را محاسبه کند، اگر در - فرض کنید - مجلس یا در جاى دیگر یک روزى گذشته است که در آنجا مسائلى پیش آمده است شب برود حساب کند ببیند که واقعاً اینکه من امروز گفتم مبداء این چى بود، یک مبداء شیطانى داشت یا مبداء الهى داشت، اگر محاسبه کند آدم شب از خودش و خودش را در محاسبه قرار بدهد که امروز تو این صحبت را کردى، این مبداء، مبداء شیطانى بوده است نه مبداء انسانى و الهى، ممکن است کم کم دنبال این برود که اصلاح کند و اگر این کار را نکند و همان رویه را