صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٠
رسیدگى کنند به جنایاتى که شده است، اگر ما جنایتکار هستیم ما را تأدیب کنند و اگر صدام جنایتکار است صدام را تأدیب کنند. این طریقه اسلام است، اسلام به ما دستورات صحیح داده است و ما را گفته است که همه با هم باشیم و تفرق نداشته باشیم، از شعار بیرون برویم و به حسب واقع با هم باشیم و اکتفا نکنیم به اینکه یک اجتماعاتى، یک سمینارهایى تقریر کنیم و بدون اینکه یک واقعیتى در آن تحقق پیدا کند. شما توجه کنید به این معنا که آیا این چیزى که کنفرانسى که در طائف تشکیل شد آیا راجع به مظلومینى که ما داریم و مظلومینى که در فلسطین هست و مظلومینى که در لبنان هست آیا چه عملى کردند، آیا چه کارى براى مسلمانهاکردند. فقط ما اجتماع کنیم که ما مسلمان هستیم و فریاد بزنیم اسلام را، این فریاد را فقط ماها نمىزنیم این فریاد را بیشترش را محمدرضا مىزد و بیشترش را صدام مىزند و بیشترش را اشخاصى که الان بر اسلام و بر حکومتهاى و بر ملتهاى اسلامى سلطه بیجا دارند و ظالمانه دارند این فریاد را همه مىکشند لکن باید شماها اگر بخواهید بررسى کنید واقعاً و اگر حسن نیت دارید و آمدید براى اینکه آتش را خاموش کنید باید به حکمیت بنشینید و باید سرحدات را ببینید، آن طرف را ببینید و این طرف را ببینید، باید ملتها را ملاحظه کنید، ملت عراق را ببینید که آیا ملت عراق این حکومت را قبول دارد یا نه؟ و ملت ایران را هم ببینید که آیا ملت ایران این حکومت را قبول دارد؟ این رئیس جمهور را قبول دارد؟ این نخست وزیر را قبول دارد؟ این مجلس را قبول دارد؟ اگر چنانچه ملتها مقبول بود پیششان اینها، پس اینها حکومت قانونى هستند و اگر غیر مقبول بود حکومت غیر قانونى هستند و باید دنیا حکومت غیر قانونى را اگر راست مىگویند که باید حکومت، ملت حکومت کنند، اگر صحیح مىگویند که حقوق بشر باید مراعات بشود، باید رجوع کنند به ملتها و ما حاضریم که شما بیائید در اینجا رفراندم کنید و مناظره قرار بدهید بر رفراندم که آیا این حکومت و این مجلس و این رئیس جمهور را شما قبول دارید یا قبول ندارید و با یک ترتیبى هم بروید عراق و بدون سرنیزه که در سر نیزه در کار نباشد، اختناق در کار نباشد، آنجا هم یک رفراندم بکنید ببینید که آیا ملت عراق هم همانطورى که ملت ایران مىگویند، قبول دارند یا نه. اگر ملت ایران حکومت ایران را طرد کرد و رئیس جمهور را و مجلس را طرد کرد باید بگوئید آنها کنار بروند و باید ملت خودش عمل بکند و اگر طرد نکرد بروید عراق آنجا هم همین طور رفراندم کنید و بگویید که مردم آیا قبول دارند این حزب را؟ قبول دارند این مجلس حزبى را؟ قبول دارند این صدام را؟ و این رئیس جمهور به اصطلاح خودشان را؟ یا قبول ندارند؟ اگر قبول دارند آنوقت بنشینید با هم مصالحه کنید و اگر آنها هم قبول ندارند ما هم قبول نداریم، هیچ کس قبول ندارد او را مگر یک دستهاى که همراه او هستند و مگر آمریکا و مگر شوروى. اگر همین باشد مسأله ، اجتماعات شما اثرى ندارد و صحبتهاى ما و صحبتهاى شما به جایى نخواهد رسید.
همه باید به تحت بیرق اسلام و تحت پرچم اسلام برویم، لکن نه به طور شعار، به طور واقع و به طور حقیقت. اگر به طور حقیقت تحت پرچم اسلام رفتیم آنوقت مىتوانیم فعالیت بکنیم و اما اگر تشریفاتى باشد، یک روز در طائف یک تشریفاتى باشد، یک روز هم در ایران یک تشریفاتى باشد،