مساله حجاب - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
فرصتی پیش آمد ، ضمن اینکه آب وضو روی دستش میریختم گفتم یا
امیرالمؤمنین ! آن دو زن که خداوند در قرآن به آنها اشاره میکند و
میفرماید : " « ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما »" کدامند ؟ گفت
: عجب است از تو که چنین پرسشی میکنی . آنها عایشه و حفصه میباشند .
آنگاه خود عمر داستان را اینچنین تفصیل داد :
من و یکی از انصار در قسمت بالای شهر مدینه که با مسجد و مرکز مدینه
فاصله داشت منزل داشتیم . من و او با هم قرار گذاشته بودیم به نوبت ،
یک روز در میان ، هر کدام از ما به مسجد و مرکز مدینه برویم و اگر چیز
تازهای رخ داده بود به اطلاع دیگری برسانیم .
ما مردم قریش تا در مکه بودیم بر زنان خویش مسلط بودیم ، [١] اما
مردم مدینه برعکس بودند ، زنان آنان بر ایشان تسلط داشتند . تدریجا اخلاق
زنان مدینه در زنان ما اثر کرد . یک روز من به همسرم خشم گرفتم . او
برخلاف انتظار ، جواب مرا پس داد .
گفتم : جواب مرا پس میدهی ؟ ! گفت : خبر نداری که زنان پیغمبر
رویشان با او باز است و با او یک و دو میکنند و گاه یکی از آنان یک
روز تمام با پیغمبر قهر میکند .
از شنیدن این سخن سخت ناراحت شدم گفتم به خدا قسم کسی که با پیغمبر
چنین کند بدبخت شده است . فورا لباس پوشیدم و آمدم به شهر و بر
> شده است . این آیه مربوط به دو نفر از زنان رسول اکرم است که رسول خدا یک مطلب سری به آنان گفت ، و آنان مرتکب خطا شدند و فاش کردند . [١] در روایت دیگری که صحیح مسلم ، جلد ٤ ، صفحه ١٩٠ نقل میکند : عمر میگوید : " و الله ان کنا فی الجاهلیة ما نعد للنساء امرا حتی انزل الله تعالی فیهن ما انزل و قسم لهن ما قسم . . . " یعنی به خدا ما در جاهلیت برای زنان شأنی قائل نبودیم ، تا خداوند ( در قرآن ) درباره آنان آیاتی نازل کرد و حقوق و بهرههائی برایشان قائل شد .