مساله حجاب - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
سرمه و خضاب مانعی نیست که آشکار بشود و اما زینتهای پنهان از قبیل دست برنجن ، پای برنجن ، بازوبند ، گردنبند ، تاج ، کمربند ، گوشواره باید پوشانیده شود . مگر از عدهای که در خود آیه استثنا شدهاند " . میگوید : " در آیه پوشانیدن خود زینتهای باطنه مطرح شده است نه محلهای آنها از بدن . این به خاطر مبالغه در لزوم پوشانیدن آن قسمتهای از بدن است از قبیل ذراع ، ساق پا ، بازو ، گردن ، سر ، سینه ، گوش " . آنگاه صاحب کشاف پس از بحثی درباره موهای عاریتی که به موی زن وصل میشود ، و بحث دیگری درباره تعیین مواضع زینت ظاهره این بحث را پیش میکشد که فلسفه استثناء زینتهای ظاهره از قبیل سرمه و خضاب و گلگونه و انگشتر و حلقه و مواضع آنها از قبیل چهره و دو دست چیست ؟ در جواب میگوید : " فلسفهاش اینست که پوشانیدن اینها حرج است ، کار دشواری است بر زن . زن چارهای ندارد از اینکه با دو دستش اشیاء را بردارد یا بگیرد و چهرهاش را بگشاید . خصوصا در مقام شهادت دادن و در محاکمات و در موقع ازدواج . چارهای ندارد از اینکه در کوچهها راه برود و خواه ناخواه از ساق به پائینتر یعنی قدمهایش معلوم میشود ، خصوصا زنان فقیر ( که جوراب و احیانا کفش ندارند ) . و اینست معنی جمله " « الا ما ظهر منها »" . در حقیقت مقصود اینست : مگر آنچه عاده و طبعا آشکار است و اصل اول ایجاب میکند که آشکار باشد " . صاحب کشاف آنگاه وارد فلسفه استثناء دوم ( محارم ) میشود . سپس وضع زنان را قبل از نزول این آیات شرح میدهد که گریبانهایشان گشاد و باز بود ، گردن و سینه و اطراف سینهشان