مساله حجاب - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠
" « الا ما ظهر » " را خواستم . فرمود عبارتست از انگشتر و دستبند .
٤ - « عن بعض اصحابنا عن ابیعبدالله علیه السلام قال : قلت له : ما
یحل للرجل من المرأه ان یری اذا لم یکن محرما ؟ قال : الوجه و الکفان و
القدمان » [١] .
ترجمه : راوی که یک شیعه است میگوید از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم
که برای مرد نگاه کردن به چه قسمت از بدن زن جایز است در صورتی که محرم
او نباشد ؟ فرمود چهره و دو کف دست و دو قدم .
این روایت متضمن حکم جواز نظر بر وجه و کفین است نه حکم عدم وجوب
پوشیدن آنها و اینها دو مسأله جداگانه میباشند ولی بعدا خواهیم گفت
اشکال بیشتر در جواز نظر است نه در عدم وجوب پوشیدن . اگر نظر جائز
باشد به طریق اولی پوشیدن واجب نیست . بعدا در این باره بحث خواهیم
کرد .
٥ - " اسماء " دختر ابوبکر - که خواهر عایشه بود - به خانه پیغمبر
اکرم آمد در حالی که جامههای نازک و بدن نما پوشیده بود . رسول اکرم روی
خویش را از او برگرداند و فرمود :
« یا اسماء ان المرأه اذا بلغت المحیض لم تصلح ان یری منها الا هذا و
هذا - و اشار الی کفه و وجهه » .
یعنی ای اسماء ! همینکه زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن
او دیده شود مگر این و این - اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پائین
دست خودش [٢] .
[١] کافی جلد ٥ صفحه ٥٢١ و وسائل جلد ٣ صفحه . ٢٥ [٢] سنن ابوداود ، جلد ٢ صفحه . ٣٨٣