مساله حجاب - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨
جلو آئینه میز توالت مینشیند و گریم صورتش را با شیر پاک کن میشوید . وقتی رویش را بر میگرداند احساس میکنم او زن من نیست زیرا اصلا شکل سابق را ندارد . ابروهایش را تراشیده و چون مداد ابرو را پاک کرده بی ابرو میشود . از صورتش بوی نامطبوعی به مشام من میرسد زیرا کرمی که برای چین و چروک به صورتش میمالد بوی کافور میدهد و مرا به یاد قبرستان میاندازد . کاش کار به همین جا ختم میشد ، ولی این تازه مقدمه کار است . چند دقیقهای در اتاق راه میرود و جمع و جور میکند آنگاه کلفت خانه را صدا میکند و میگوید کیسهها را بیاور ، کلفت با چهار کیسه متقالی بالا میآید . خانم روی تخت میخوابد و کلفت کیسهها را به دست و پای او میکند و بیخ آن را با نخ میبندد . چون ناخنهای دست و پایش مانیکور شده و دراز است ، برای اینکه به لحاف نگیرد و چند شش نشود و احیانا نشکند دست و پای خود را در کیسه میکند و به همین ترتیب میخوابد " . آری اینست زنی که بر اثر به اصطلاح بی حجابی " آزاد " شده به صورت نیروی فعال اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در آمده است ! آنکه اسلام نمیخواهد اینست که زن به صورت چنین موجود مهملی در آید که کارش فقط استهلاک ثروت و فاسد کردن اخلاق اجتماع و خراب کردن بنیان خانواده باشد . اسلام با فعالیت واقعی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هرگز مخالف نیست . متون اسلام و تاریخ اسلام گواه این مطلب است . در اوضاع و احوال تجدد مابی بی منطق حاضر جز در دهات و در میان افراد سخت متدین که اصول اسلامی را رعایت میکنند زنی پیدا نمیکنید که نیروی او واقعا صرف فعالیتهای مفید اجتماعی یا فرهنگی یا اقتصادی بشود .