مساله حجاب - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
²الله! لیس علی قناع فقال : یا فاطمة ! خذی فضل ملحفتک فقنعی بها رأسک
. ففعلت . ثم قال : السلام علیکم . فقالت : و علیک السلام یا رسول الله
. قال : أأدخل ؟ قالت : نعم یا رسول الله ! قال : انا و من معی ؟ قالت
: و من معک . قال جابر : فدخل رسول الله و دخلت و اذا وجه فاطمة اصفر
کأنه بطن جراده ، فقال رسول الله : ما لی اری وجهک اصفر ؟ قالت : یا
رسول الله ! الجوع . فقال : اللهم مشبع الجوعة و دافع الضیعة ، اشبع
فاطمة بنت محمد . قال جابر : فنظرت الی الدم ینحدر من قصاصها حتی عاد
وجهها احمر ، فما جاعت بعد ذلک الیوم » [١] .
مضمون حدیث به طور اختصار اینست : جابر میگوید در خدمت رسول خدا صلی
الله علیه و آله به در خانه فاطمه علیها السلام آمدیم . رسول خدا سلام کرد
و اجازه ورود خواست . فاطمه علیها السلام اجازه داد . پیغمبر اکرم فرمود
با کسی که همراه من است وارد شوم ؟ زهرا علیها السلام گفت پدر جان !
چیزی بر سر ندارم . فرمود با قسمتهای اضافی روپوش خودت سرت را بپوشان
. سپس مجددا استعلام کرد که آیا داخل شویم ؟ پاسخ شنیدیم بفرمائید ! وقتی
وارد شدیم ، چهره زهرا علیها السلام آنچنان زرد بود که مانند شکم ملخ
مینمود . رسول اکرم صلی الله علیه و آله پرسید چرا چنین هستی ؟ جواب داد
از گرسنگی است . [٢] پیغمبر اکرم دعا فرمود که خدایا دختر مرا سیر
گردان . پس از
[١] کافی جلد ٥ صفحه ٥٢٨ و وافی مجلد ١٢ صفحه ١٢٤ و وسائل جلد ٣ صفحه . ٢٧ [٢] پس از نشر چاپ اول این کتاب ، بعضی از ما توضیح خواستند که چگونه ممکن است چهره دختر پیغمبر اکرم از گرسنگی زرد باشد ؟ چرا و به چه دلیل گرسنه >