مساله حجاب - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
کلید علقه خانوادگی در دست مرد است و همینکه علاقه مرد از بین رفت کانون خانوادگی به طور طبیعی منحل است . چنین کانونی را که باید بر محبت و علاقه و صمیمیت استوار باشد ، نمیشود با زور و اجبار قانونی نگهداری کرد . زن مانند نوکر یا کارگر نیست که قانون اجباری بتواند او را در محل کارش علی رغم صاحب کار نگهداری کند . اسلام تدابیری اندیشیده است که دلسردی و بیمهری بین زوجین پیش نیاید و مرد از روی شوق و رغبت پروانهوار به دور شمع وجود همسرش بچرخد اما اگر موجبات نارضائی و جدائی فراهم شد و مرد خواست همسرش را طلاق بدهد ، اسلام این کار را بسیار زشت میداند ولی مانع آن هم نمیشود ، زیرا دیگر چارهای نیست . این یک نمونه روشنی از مباحهای اقتضائی است . غالب استثناهای باب حجاب از همین قبیل است ، خواه استثناهائی که در باب محارم است یا استثناهائی که از لحاظ مقدار پوشش است . لهذا در مورد محارم ( غیر شوهر ) هر قدر زن پوشیدهتر باشد بهتر است . تهییج شهوت در مورد محارم درجه اول از قبیل پدر و فرزند و عمو و برادر تقریبا صفر است ولی جاذبه زن مخصوصا اگر جوان و زیبا باشد در محارم درجات بعدی مخصوصا در محارم سببی از قبیل پدر شوهر و پسر شوهر بی تأثیر نیست . رخصت شارع در این موارد برای ضرورت اختلاط و معاشرتهای زیادی است که بین محارم اجتناب ناپذیر است . فکر کنید اگر پوشش زن نسبت به برادر و پدر