مساله حجاب - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
شدیدی داشت و همواره به پیغمبر توصیه میکرد اجازه ندهد زنانش بیرون
روند . عمر با لحن خشنی به سوده گفت : تو خیال کردی که ما ترا نشناختیم
؟ ! خیر شناختیم . پس از این در بیرون آمدن خود دقت بیشتری بکن . سوده
از همانجا مراجعت کرد و ماجرا را به عرض رسول خدا رساند در حالی که
رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخوانی در دستش بود . طولی نکشید که
حالت وحی بر آنحضرت عارض شد . پس از بازگشت به حالت عادی فرمود :
" « انه قد اذن لکن ان تخرجن لحوائجکن » " . یعنی اجازه داده شد به
شما که اگر حاجتی دارید بیرون روید [١] .
آنچنانکه مجموعا از تواریخ و نقلهای حدیثی بر میآید ، در میان صحابه
رسول خدا ، عمر بن الخطاب - همچنانکه مقتضای طبیعتهائی خشک و خشن از
طراز اوست - در مورد زنان فوق العاده سختگیر و طرفدار خانهنشینی کلی
آنها بوده است .
جاحظ در " البیان و التبیین " جلد ٢ صفحه ٩٠ و جلد ٣ صفحه ١٥٥ از عمر
نقل میکند که :
" اکثروا لهن من قول " لا " فان " نعم " لیضربهن علی المسألة یعنی
بیشتر به زنها " نه " بگوئید . زیرا " بلی " آنانرا در خواهش جریتر
میکند " .
در تفسیر کشاف ذیل آیه ٥٣ سوره احزاب مینویسد :
" عمر خیلی علاقهمند بود که زنان رسول خدا در پرده باشند و بیرون نروند
، زیاد این مطلب را به میان میگذاشت . به زنان پیغمبر
[١] صحیح مسلم جلد ٧ صفحه ٦ و صحیح بخاری جلد ٧ صفحه ٤٩ و جلد ٨ صفحه . ٦٦