مساله حجاب - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠
ایجاب میکرده است ، حکم به اباحه کرده و از آن ملاک دیگر چشم پوشیده است . مباحهائی که به خاطر حرج مباح قرار داده شده از این قبیل است . مقنن در نظر گرفته است که اگر بخواهد مردم را از برخی از کارها منع کند ، زندگی بر آنها دشوار میشود ، لذا از تحریم آن چشم پوشیده است . بهترین مثال ، مسأله طلاق است . شک نیست که طلاق از نظر اسلام ، عملی ناپسند و مبغوض است تا حدی که آنرا زشتترین مباح و " ابعض الحلال " خوانده است . در عین حال شارع مقدس حکم به تحریم طلاق نکرده . به مرد اختیار داده است که زنش را طلاق بدهد . در اینجا این سؤال مطرح میشود که اگر این عمل در نظر شارع اسلام مبغوض و منفور است ، پس چرا آن را حلال قرار داده است ؟ و اگر مبغوض نیست ، پس اینهمه نکوهش درباره آن چیست ؟ و اساسا " ابغض الحلال " یعنی چه ؟ محدثین روایت کردهاند : ابوایوب انصاری میخواست زنش ام ایوب را طلاق دهد . پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شنید ، فرمود :