مساله حجاب - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤
میآمد . آن منظره زیبا سخت نظر او را جلب کرد و چنان غرق تماشای آن
زیبا شد که از خودش و اطرافش غافل گشت و جلو خودش را نگاه نمیکرد .
آن زن وارد کوچهای شد و جوان با چشم خود او را دنبال میکرد . همانطور که
میرفت ، ناگهان استخوان یا شیشهای که از دیوار بیرون آمده بود به صورتش
اصابت کرد و صورتش را مجروح ساخت . وقتی به خود آمد که خون از سر و
صورتش جاری شده بود . با همین حال به حضور رسول اکرم رفت و ماجرا را به
عرض رساند . اینجا بود که آیه مبارکه نازل شد : " « قل للمؤمنین یغضوا
من ابصارهم ». . . الی آخر " [١] .
این ترکیب لغوی ، یعنی ترکیب لغت " ضرب " با لغت " علی " این
معنی را میرساند که چیزی را بر روی چیز دیگر قرار دهند به طوری که مانع و
حاجبی بر او شمرده شود . در تفسیر کشاف میگوید :
" ضربت بخمارها علی جیبها کقولک ضربت بیدی علی الحائط اذا وضعتها
علیه " .
[١] کافی جلد ٥ ، صفحه ٥٢١ و وسائل جلد ٣ ، صفحه ٢٤ و تفسیر صافی و تفسیر در المنثور سیوطی جلد ٥ صفحه ٤٠ ذیل همین آیه . این نکته باید یادآوری شود که معمولا این حدیث که از جریان باز بودن بناگوش و دور گردن زنی و نگاههای شهوت آلود و عمدی مردی حکایت میکند در کتب اهل حدیث و مفسرین به عنوان شأن نزول آیه " قل للمؤمنین
یغضوا ». . . " آورده میشود و در ابتدا چنین به نظر میرسد که با آیه " و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن »" سر و کاری ندارد و حال آنکه این دو آیه باهم نازل شدهاند و همچنانکه آیه اول تکلیف نگاه مرد را روشن
میکند آیه دوم به مفاد " و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربنبخمرهن علی جیوبهن »" تکلیف زنان را روشن میکند . ظاهرا به همین جهت است که در تفسیر صافی این حدیث را ذیل آیه دوم نقل کرده است . استدلال ما بدین حدیث در اینجا نیز بر همین اساس است .