مساله حجاب - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
کند و تصمیم بگیرد همینکه از کنار همسر خود بیرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت ، دیگر درباره این مسائل نیندیشد ، قطعا در این صورت بهتر میتواند فعال باشد تا اینکه همه فکرش متوجه این زن و آن دختر و این قدر و بالا و این طنازی و آن عشوهگری باشد و دائما نقشه طرح کند که چگونه با فلان خانم آشنا شود . آیا اگر زن ساده و سنگین به دنبال کار خود برود برای اجتماع بهتر است یا آنکه برای یک بیرون رفتن چند ساعت پای آئینه و میز توالت وقت خود را تلف کند و زمانی هم که بیرون رفت تمام سعیش این باشد که افکار مردان را متوجه خود سازد و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجوداتی هوسباز و چشم چران و بی اراده تبدیل کند ؟ عجبا ! به بهانه اینکه حجاب ، نیمی از افراد اجتماع را فلج کرده است ، با بی حجابی و بیبند و باری نیروی تمام افراد زن و مرد را فلج کردهاند . کار زن پرداختن به خودآرایی و صرف وقت در پای میز توالت برای بیرون رفتن ، و کار مرد چشم چرانی و شکارچیگری شده است . در اینجا بد نیست متن شکایت مردی را از زنش که در یکی از مجلات زنانه درج شده بود ذکر کنم تا معلوم شود اوضاع حاضر ، زنان را به صورت چه موجوداتی در آورده است . در آن نامه چنین نوشته است : " زنم در موقع خواب به یک دلقک درست و حسابی مبدل میگردد . موقع خواب برای اینکه موهایش خراب نشود یک کلاه توری بزرگ به سرش میبندد . بعد لباس خواب میپوشد . در این موقع است که