حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤١
بحثى درباره مرزهاى كشور اسلامى
علّامه طباطبايى رحمه الله در توضيحى درباره مرزهاى كشور اسلامى، چنين مى نويسد: مرز كشور اسلامى، عقيده است، نه مرزهاى جغرافيايى و قراردادى. اسلام، تشكيل اجتماع بر اساس انشعاب قومى را لغو كرده است؛ انشعابى كه عامل اصلىِ آن، يا بدويّت و زندگى قبيله اى و طايفه اى است و يا اختلاف محيط زيست و مكان جغرافيايى، و اين دو عامل (يعنى بَدَويّت و اختلاف مناطق جغرافيايى در گرمى و سردى و خشكى و حاصلخيزى و ديگر چيزها)، عامل اصلى انشعاب نوع انسان به طايفه ها و قبايل و زبان ها و رنگ هاى مختلف شده كه اين مطلب در جاى خود، ثابت شده است. سپس اين دو عامل، موجب آن شده كه هر دسته اى از انسان ها، به ميزان كوشش و تلاشى كه از خود در زندگى نشان داده اند، قطعه اى از مناطق زمين را به خود اختصاص دهند و نام آن را ميهن گذارند و با آن، اُنس بگيرند و با تمام توان خود، از آن دفاع كنند. اين جريان، گرچه مولود نيازهاى طبيعى است ، كه فطرت انسانى حكم به برطرف ساختن آنها مى كند ، ليكن در عين حال، از خصوصيّتى برخوردار است كه با اقتضاى اصل فطرت انسان (يعنى زندگى نوعِ انسان در يك جامعه) منافات دارد؛ زيرا پيداست كه طبيعت انسان، به اجتماع نيروهاى پراكنده و به هم پيوستگى و تقويت آنها از طريق گِرد هم آمدن و متّحد شدن، فرا مى خوانَد تا با اين وحدت و همكارى، به طور كامل تر به نتيجه و هدف شايسته خود برسند و اين، همان سيرى است كه در مادّه اصلى نيز براى تبديل شدن به عنصر و سپس... و آن گاه نبات و بعد ، حيوان و سرانجام انسان، مشاهده مى شود.