حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١
فصل بيست و دوم : خنده
٢٢ / ١
خنده و لبخند
قرآن
«[ سليمان ] از گفتار او (مورچه) ، دهان به خنده گشود و گفت: «پروردگارا! در دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى، سپاس بگزارم، و به كار شايسته اى بپردازم كه آن را مى پسندى، و مرا به رحمت خويش، در ميان بندگان شايسته ات ، داخل كن».
حديث
١١٦٣٠.امام على عليه السلام : خنده پيامبر صلى الله عليه و آله لبخند بود . روزى بر گروهى از انصار گذشت كه با هم صحبت مى كردند و با صداى بلند و دهانى دريده، مى خنديدند . پيامبر خدا فرمود : «اى جماعت! هر يك از شما كه آرزو فريبش داده و در كار خير ، كوتاهى كرده است ، بايد سرى به گورستان بزند و از بر انگيخته شدنِ مُردگان، عبرت بگيرد. به ياد مرگ باشيد ، كه ياد مرگ، لذّت ها را در هم مى شكند» .
١١٦٣١.مكارم الأخلاق ـ به نقل از ابو درداء ـ: پيامبر خدا ، هر گاه لب به سخن مى گشود ، با لبخند همراه بود .