حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦١
٢١ / ٢
مصيبت مرگ فرزند
١١٦٠٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه در داغ سه فرزند خود ، سوگوار شود و [اجر] مرگ آنها را به حساب خداوند عز و جل بگذارد ، بهشت بر او واجب مى گردد .
١١٦٠٩.مسكّن الفؤاد ـ به نقل از قَبِيصَة بن برمه ـ: نزد پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بودم كه زنى آمد و از مرگ فرزندانش شكوه كرد و گفت: اى پيامبر خدا! از خدا براى من ، طلبِ فرزند كن. پيامبر خدا به او فرمود : «چند فرزند از تو مُرده است؟». گفت : سه تا . فرمود : «تو در برابر آتش ، حصار محكمى بر گِرد خود كشيده اى» .
٢١ / ٣
ادب مصيبتْ ديده
١١٦١٠.الأمالى ، طوسى ـ به نقل از عايشه ـ: هنگامى كه ابراهيم (پسر پيامبر خدا) در گذشت، پيامبر صلى الله عليه و آله چندان گريست كه اشك هايش بر محاسنش جارى گشت . گفته شد : اى پيامبر خدا! شما از گريستن نهى مى كنى و خود مى گِريى؟! فرمود : «اين، گريه نيست ؛ بلكه رحم است ، و هر كه رحم نكند، به او رحم نمى شود» .
١١٦١١.بحار الأنوار ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر خدا ، دست عبد الرحمان بن عوف را گرفت و نزد ابراهيم آمد كه در حال جان دادن بود . پس او را در دامن خود گذاشت و فرمود : «فرزند عزيزم! در برابر خواست خدا، كارى از من ساخته نيست» و از چشمانش ، اشك سرازير شد . عبد الرحمان گفت : اى پيامبر خدا! گريه مى كنى؟ مگر شما خود از گريستن نهى نفرمودى؟ پيامبر خدا فرمود : «من ، از نوحه كردن نهى كردم ؛ از دو صداى احمقانه و زشت : صدايى به هنگام خوشى ـ يعنى لهو و لعب و ساز و آواز شيطانى ـ ، و صدايى به هنگام مصيبت ـ يعنى خراشيدن چهره و دريدن گريبان و فرياد شيطانى ـ ؛ امّا اين گريه من، از سرِ رحم و دلسوزى است و كسى كه رحم نكند، به او رحم نمى شود . اگر نبود كه مرگ، حقّ است و وعده اى است تخلّف ناپذير و راه خداست كه بايد رفت و [به ناچار] بازماندگانِ ما به رفتگانمان مى پيوندند ، هر آينه ، بيش از اين، براى تو اندوهگين مى شديم . ما براى تو غمگينيم . چشم مى گِريد و دلْ اشك مى ريزد ؛ امّا سخنى كه خداوند عز و جل را ناخشنود سازد ، بر زبان نمى آوريم» .