فقه مدیریتی - الهامی نیا، علی اصغر - الصفحة ١٠٤ - تجسس
پس پرده «ستر الهى» راحت نگذارى و تلاش كنى كه بر حريم پوشيده مردم آگاه شوى و پرده پوشش آنان را پاره كنى و بر اسرارى دست يابى كه پوشيده بودنش براى سلامت دل و دين تو سودمندتر خواهد بود.» [١]
همچنين ريشه تجسّس را «بد گمانى به مردم» دانسته، مىنگارد؛ «يكى از پيامدهاى بدگمانى، تجسّس است؛ چرا كه دل آدمى به گمان تنها بسنده نمىكند و در پى كند و كاو برمىآيد و در نتيجه به تجسّس، روى مىآورد كه آن نيز [از نظر شرعى]، ممنوع است.» [٢]
قرآن مجيد، به صراحت از پيروان خويش مىخواهد كه به گناه زشت تجسّس آلوده نگردند و مىفرمايد:
(يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ انَّ بَعْضَ الظَّنِّ اثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً ...) [٣]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد؛ چرا كه برخى از گمانها گناه است و هرگز (در كار ديگران) تجسّس نكنيد و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند.
در اين آيه شريف، سه گناه «بدگمانى، تجسّس و غيبت» پشت سر هم قرار گرفته و الهام دهنده اين نكته است كه گناه دوم نتيجه گناه اوّل و گناه سوم نتيجه گناه دوم است و همانگونه كه بدگمانى سبب تجسّس مىشود، تجسّس نيز، زمينه ساز غيبت است و تجسّس كننده اگر بر آگاهى خود از عيوب و اسرار مردم بسنده كند، مرتكب اين تخلّف و گناه شده است و اگر آنها را براى ديگران نقل كند، مرتكب گناه غيبت نيز شده است.
بنابراين، بر مديران مسلمان فرض است كه نسبت به همكاران خود، خوشبينى و اعتماد داشته باشند و جز از راه علم و يقين به هيچ يك از آنها بدگمان نباشند و نيز بههيچ عنوان- جز در موارد ضرورى و قانونى- در خلوت گاه ذهنى و عملى و اخلاقى ديگران تجسّس نكنند. گفتنى است كه در مورد گزينش افراد براى شركت، ازدواج، استخدام و مانند آن،
[١] - كشف الرّيبه (ضميمۀ محاسبة النّفس)، شهيد ثانى، ص ٢٣. مكتبۀ مرتضويه
[٢] - همان، ص ٢٢-٢٣
[٣] - حجرات (٤٩)، آيۀ ١٢