فقه مدیریتی - الهامی نیا، علی اصغر - الصفحة ١٠٣ - تجسس
٣- آيا غيبت در مورد اشخاص ناشناس نيز هست؟ مثل اينكه عيب كسى را كه در اتوبوس نشسته براى دوستم بگويم، در صورتى كه او را اصلًا ديگر نمىبينيم؟
ج- اگر عيب آشكار نيست، ذكر آن در غياب شخص، غيبت است. [١]
در حوزه مديريت
آنچه در نكوهش، حرمت و محكوميت غيبت از سوى عقل و شرع صادر شده، عام و فراگير است و هرگونه غيبتى را شامل مىشود و در بخش مديريت نيز، هيچ مديرى، اختيار شخصيت و آبروى نيروهاى تحت امر را ندارد و هرگز مجاز نيست از همكاران خود غيبت كند، همينطور نبايد اجازه دهد در حوزه مديريتى او بهويژه در حضورش اين گناه انجام گيرد. چنين گناهى علاوه بر در پى داشتن همه مجازاتها و پيامدهاى نوع غيبت، در حوزه مديريتى نيز ناهنجارىهاى ويژهاى را به بار مىآورد. از جمله؛
١- نشانه بىخردى مدير است؛ امام على ٧ مىفرمايد:
«الْعاقِلُ مَنْ صانَ لِسانَهُ عَنِ الْغيبَةِ» [٢]
خردمند، كسى است كه زبان خويش را از غيبت، مصون دارد.
٢- نشانگر ناتوانى مدير است؛ همان امام فرمود:
«الْغيبَةُ جُهْدُ الْعاجِزِ» [٣]
غيبت، تلاش ناتوان است.
٣- سبب كاستن محبوبيت است؛ همان حضرت فرمود:
«ايَّاكَ وَالْغيبَةَ فَانَّها تَمْقُتُكَ الَى اللَّهِ وَالنَّاسِ ...» [٤]
از غيبت بپرهيز كه خدا و مردم را به شدت با تو دشمن مىكند.
تجسّس
شهيد ثانى قدس سره در معناى تجسّس مىنويسد: «تجسّس آن است كه بندگان خدا را در
[١] - استفتائات از محضر امام خمينى، ج ٢، ص ٦١٩
[٢] - شرح غررالحكم، ج ٢، ص ٩٠
[٣] - همان، ج ١، ص ٢٦٨
[٤] - همان، ج ٢، ص ٢٨٧