افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٤٣ - تبِیِین کِیفِیّت ظهور و افاضۀ عالم هستِی از ذات حضرت حق
مِیتوان وصف موجود را بر آن حمل نمود. و از اِین نظر هِیچ تفاوتِی بِین وجود پروردگار و وجود ساِیر خلاِیق نمِیباشد. بلِی، اختلاف در کِیفِیّت تشکّل و تشخّص و قوام موجودات است، نه در خود وجود.
بدِیهِی است که همۀ موجودات از آنجا که محدود و مقِیّد به حدود امکانِیّه مِیباشند و ماهِیّات امکانِیّه براِی تشخّص خارجِی خود، بدون عناِیت به علّت مفِیض، هِیچگونه حِیثِیّت فعلِیّه ندارند و صرفاً به حِیثِیّت قوّه و استعداد متّصف مِیباشند، طبعاً و ذاتاً در تحقّق خارجِی محتاج به عناِیت و افاضۀ اشراقِیّه از ناحِیۀ حضرت واجبالوجود و مبدأ لاِیزال هستِی مِیباشند، و بدون نزول فِیض از مبدأ فِیّاض بر تمامِی موجودات امکانِیّه، گرد عدم و نِیستِی پاشِیده مِیشود و اثرِی از حِیات و تشخّص باقِی نمِیماند؛ چه اِین وجود، وجود اشرف کائنات و اعلاِی عالم تکوِین و خلقت، حضرت رسول خاتم باشد و چه وجود ذرّهاِی از ذرّات معلّق که حتِّی به چشم نِیز دشوار مِینماِید، هر دو به ِیک درجه از لطف و افاضۀ پروردگار، محتاج و نِیازمند مِیباشند، و فقط لطف و افاضۀ حق است که ِیکِی را أشرف خلاِیق مِیگرداند و دِیگرِی را ذرّهاِی معلّق و موجودِی ناچِیز و نامقدار.
ولکن مسئله دربارۀ وجود حضرت حق از نقطهنظر احتِیاج به علّت و افاضۀ نور وجود، متفاوت است. وجود حضرت حق، وجود بحت و بسِیط است و حقِیقت آن، حقِیقت صِرافت و بدون حدّ و مرز است و هوِیّت او، هوِیّت اطلاقِی است؛ و موجودِی که ذات او متّصف به اطلاق و عدم تقِیّد و تحدّد باشد داراِی غناِی ذاتِی است که از لوازم لا ِینفک وجوب ذاتِی است، و اِین وجوب فِی حدّ نفسه طارد عدم و نقص و خلأ و بطلان از هوِیّت خوِیش مِیباشد.
اختلاف بِین موجودات امکانِیّه و موجودِیّت پروردگار فقط در همِینجا است، نه در حقِیقت وجود؛ زِیرا وجود ِیک حقِیقت واحده بِیش نِیست و آن حقِیقت ماهِیّتِی ندارد که انواع آن داراِی ماهِیّات مختلفه باشند، بلکه ماهِیّت وجود، نفس هوِیّت وجود است نه چِیز دِیگر.